توصیه های آیت الله تحریری در بهره مندی از ماه مبارک رمضان

1- ماه رمضان، ماه نماز و دعا و ذکر و ماه رسیدگی به دیگران است. روز و شب و سحر دعا دارد. اگر همه را هم نمی توانیم بخوانیم با قسمت قسمت کردن دعاها یک بار هم که شده بهره مند شویم.

۲- رمضان ماه قرآن است و تلاوت یک ختم قرآن سفارش شده است.

۳- یکی از ابعاد دعا این است که انسان برای همه مومنین کمالات را بخواهد و فقط برای خودش طلب نکند، مخصوصا شبهای قدر که سرنوشت ساز هستند.

۴- استغفار و صلوات به محمد و آل محمد از اعمال رایج و مطلوب این ماه است که در خطبه شعبانیه حضرت رسول (ص) آمده است. حضرت میفرمایند: کسی که زیاد بر من صلوات بفرستد خداوند میزانش را سنگین میکند در روزی که میزان ها سبک است.

۵- توبه از مسائل مهم این ماه است. حضرت رسول(ص) در خطبه شعبانیه در پاسخ به سوال حضرت علی(ع) که : افضل اعمال در این ماه چیست؟ فرمودند: " الورع عن محارم الله "

۶- سلامت در دین را از خداوند طلب کنیم که در دعای هر شب ماه رمضان هم که به دعای حج معروف است میخوانیم.

۷- توسل به اهل بیت در این ماه داشته باشیم. چون آنها ظرف حقایق و رساندن کمالات به ما هستند و ماه رمضان، باز شدن دریچه ها به سوی کمالات از این راه است.

۸- توسل خاص به حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) سفارش شده. زیاراتشان را بخوانیم یا نماز استغاثه شان را به جا آوریم.

استاد میر باقری : ماه رمضان و وظایف ما

خدا رحمت کند استادي داشتيم مي گفت ما بچه‌ بوديم با کودکان هم سن اقوام مي‌رفتيم حمام - خزينه‌ي قديم- سه چهار ساعت در حمام مي‌مانديم ولي بازی می کردیم وكشتي مي‌گرفتيم، وقتي از حمام بيرون مي‌آمديم تازه چرك‌هايمان خيس شده بود! يك دست كتك مي‌خورديم كه چرا حمام رفتيد؟! شهر الطهور گاهي اينگونه است و آدم استفاده نمي‌كند، وقتي بيرون مي‌آيد تازه چرك‌هايش خيس خورده است.

ادامه نوشته

توصیه‏ آیت الله مبشر کاشانی برای ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم. ماه رمضان، ماه ضیافت الله است که خداوند متعال روزه گرفتن در این ماه را بر مسلمین غیر از مریض و مسافر، فرض و واجب نموده و این دو گروه باید روزه‏های فوت شده را در ماه‏های دیگر قضا نمایند.

ماه مبارک رمضان، ماه سلوک الی الله است که همه ابعاد سلوکی را دربردارد. جسم و روح سالک را پرورش می‏دهد. ماه عبودیت و بندگی خاص و تزکیه نفوس از هواهای نفسانی و وساوس شیطانی است. ماه شوق و اشتیاق به تقرب الی الله و لقاءالله برای اولیاءالله است. ماه تطهیر قلوب از امراض باطنی مانند: بخل و حسد،کینه توزی، مکر و حیله و خدعه و ...

ماه تنویر القلوب به معرفت و عشق به خدا و مودت و ولایت محمد و آل محمد (ص) است.

ماه تنزیه اعضا وجوارح از آلودگی‏هاست، مانند چشم از تجاوز به حریم غیر و نامحرم و بستن زبان از دروغ و افترا،تهمت و قسم ناحق و شهادت کذب و سخن چینی و بدزبانی و ... و گوش از شنیدن لهو و غیبت و ... و اجتناب شکم از خوردن و نوشیدن حرام و شبهه ناک و ... می‏باشد.

محرم راز

جمیع اعضا و جوارح روزه‏دار، احرام معنوی می‏بندد و محرم می‏شود که غیرمحرم، محرم راز نمی‏شود و وارد حریم محبوب نمی‏شود.

انسان مؤمن، پس از احرام معنوی و ورود به حریم قرب الهی به راز و نیاز می‏نشیند؛ «قائماً باللیل» شب زنده‏داری می‏کند و با تلاوت قرآن که خواندن یک آیه قرآن در این ماه معادل یک ختم قرآن ثواب دارد و یا با اقامه نماز مستحبی که خداوند برای او برات برائت از آتش جهنم می‏نویسد و با ذکر استغفار که پیوسته باران غفران و رحمت الهی به او می‏بارد و نسیم عفو و رضوان حضرت محبوب را درک می‏کند و یا با ذکر صلوات که موجب سنگینی ترازوی عمل می‏گردد، سبقت تقرب الی الله می‏گیرد.
روزه‏دار واقعی

از آنجا که به فرمایش امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که فرمود:«چه بسیار روزه دارانی که از روزه گرفتن غیر از تحمل گرسنگی وتشنگی بهره‏ای نمی‏برند» و امید است که ما این چنین نباشیم، بلکه تحمل گرسنگی و تشنگی یادآور قیامت و تشنگی فردای محشر و روز های بینوایی و تهی دستی‏مان در عالم برزخ و نیز یادآور حال فقرا و مستمندان در دنیا که قادر به تهیه غذای روزانه زن و فرزند خود نیستند، باشد.
فردا دیر است

صله رحم نمائیم و از خویشان تفقد کنیم، تا زنده هستیم اموال خود را حسابرسی کنیم و از مظالم و حقوق عباد پاک نمائیم و حقوق خدا و حقوق مردم را بپردازیم، که فردا دیر است.
کیفیت رازو نیاز

بهتر است به ادعیه و اذکارمأثوره به خصوص آنچه درکتاب شریف «مفاتیح الجنان» آمده عمل شود و «دعای افتتاح و دعای سحر» فراموش نشود. لازم هم نیست تمام ادعیه و اذکار را بخوانیم بلکه باید به قدر وسعت زمان و حوصله و کشش و به قدر توان، قرآن و نماز یا ادعیه و اذکار خوانده شودومهم خضوع وخشوع وتوجه قلب به حضرت محبوب ومعبود است.

ذکر شریف «استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم، الرحمن الرحیم واتوب الیه» که فرموده امام جعفرصادق است، هرشب حداقل 100 مرتبه خوانده شود.

خواندن دعای جوشن کبیر هر شب بلکه به مدت یک اربعین، دل را به تجلیات انوار اسماءالله منور می‏نماید.


منبع: ابنا

همت بلند رهبر انقلاب : دعای قنوت رهبرانقلاب در نوجوانی

رضا امیرخانی در خاطره‌ای روایتی از دوران نوجوانی رهبر معظم انقلاب را از سوی ایشان نقل کرده است که به نوبه خود جالب و خواندنی است.

به گزارش شبکه ایران، در وبلاگ "مرگ آگاهی" خاطره‌ای خواندنی به نقل از "رضا امیرخانی" از رهبر معظم انقلاب ذکر شده که این‌گونه آمده است:

ما خیلی اوقات که خدمت ایشون رسیدیم برای ما تعجب‌آور بوده ایشون کتاب‌هایی رو شاید که چند ماهی نشده از نشرشون گذشته خیلی خوب خونده بودن. حتی بعضی وقت‌ها ماها دیدیم خودمون نخوندیمو خلاصه آبرومون رفته و اینها. این هست! کتاب‌های فراوانی رو ما دیدیم که ایشون خوندن...درباره کتاب‌های خودم اصلاً دوست ندارم صحبت کنم چون این کار رو درست نمی‌دونم... ولی فکر می‌کنم درباره چیزهای می‌تونیم صحبت کنیم که شیرین‌تر باشه.

ما یک بار این کتاب آقای عزت‌شاهی رو بردیم دادیم خدمت حضرت آقا-کتاب که فکر کنم 800-700 صفحه هست-ما جلسمون هفتگی بود، هفته آینده که رفتیم خدمت ایشون مطلع بودیم که ایشون در طی این هفته کتاب رو خونده بودن، از آقای عزت شاهی و آقای کاظمی نویسنده کتاب و اون کسی که خاطره گو بود از اون دو نفر دعوت کرده بودن و تقدیر و تشکر کرده بودن. خیلی الحمدالله ایشون با حوصله و با یک نظم خیلی خوبی کتاب می‌خونن.اگر اجازه بدین من پایان جلسمون رو با یکی از جلساتی که ایشون خاطرات نقل می‌کردند بگذرنم که فکر کنم از همشم هم مناسب‌تر باشه؛ حالا که در حقیقت راجع به این قضیه صحبت شد.
یک بار ما خدمت حضرت آقا بودیم اجازه داشتیم سئوال بپرسیم.دربین ما یکی یه سوالی پرسید که ما رومون نمی‌شد بپرسیم یا برامون سخت بود این سوال. برگشت گفت که حضرت آقا! اصلاً شما فکر می‌کردید که رهبر بشین؟! مثلاً شما 12-13سالتون بوده فرض کنید در مدرسه‌ی علمیه‌ای در مشهد داشتید درس می‌خوندید اصلاً می‌تونیستید تصور کنید که شما یه روزی می‌شید رهبر؟!

بعد ما گفتیم که ببینیم ایشون چه جوری جواب می‌دیدن!

ایشون یه کمی فکر کردن و گفتن اگر اجازه بدین یک جوابی به شما بدم که این جواب رو سال‌ها پیش به یک دوستم دادم-این دوست حضرت آقا مرحوم شدند...-ایشون گفتند من در مدرسه سلیمان‌خان مشهد-اگر اشتباه نکنم- داشتم درس می‌خوندم، روزها می‌رفتیم سر درس و شب‌ها هم طبیعتاً برای درس فردا باید درس قبلی رو مباحثه می‌کردیم و آماده می‌شدیم. یکی از نکات درس اون‌روز رو من متوجه نشده بودم و هر چه تلاش می‌کردم متوجه نمی‌شدم. تو حجره هی می‌رفتم سمت چپ و راست و خلاصه شرق و غرب حجره رو می‌رفتم و این رو می‌خوندم که متوجه بشم ولی نمی‌شدم.

هم‌حجره‌ای ما اون‌شب نوبت شام او بود یک دفعه عصابی شد و گفت آسد علی آقا بگیر بشین دیگه! این املت از دهن افتاد. هِی می‌ری این ور هی می‌ری اون‌ور! آخه چی‌کار می‌خوای بکنی تو؟! یه دونه چیزو نفهمیدی! منم نفهمیدم هیشکی تو کلاس نفهمید بیا بشین غذا از دهن افتاد-بعد ایشون گفت من همون جوابی رو می‌دم که به اون دوستمون دادم- اون دوستمون گفت چرا این رو داری این قدر می خوونی؟! توی این مدرسه سلیمان خان مگه چند نفر قراره بعد برن معمم بشن؟ چند نفر از ما وقتی معمم شدیم قراره توی این لباس باقی بمونیم؟خوب قضایای رضاشاه هم گذشته بوده و یه چنین تصوراتی هم بوده-چند نفر ما اگر موندیم قراره بریم امام جماعت یه مسجد سر کوچه بشیم؟ چند نفر از ما اگر امام جماعت سر کوچه شدیم اصلاً می‌آن از ما سوال می‌رسن؟ آقا کدوم ما می‌خواد مجتهد بشیم؟ تازه اگر که مجتهد شدیم کدوم ما می‌خواد مرجع بشه که این مسئله واجب باشه برمون که بدونیم؟! اصلا کسی کاری نداره به ما که! شما نمیایی بشینی سر سفره شام!
حضرت آقا گفتن من یه جوابی می‌دم که اون رو به شما می‌دم، گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند که به ایشون گفتم که -اون زمان تازه بالغ بودم- گفتم من پیش از بلوغم نماز خووندن رو شروع کردم و هر روز در قنوت نمازم دعایی می‌خوندم که این دعا رو برای شما می‌گم.
گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند دعای من در قنوت نمازم این بود:
اللهم اجعلنی مجدد دینک و محیی شریعتک
این رو گفتند و به ما اشاره کردند ما نرسیدیم به اونجا متاسفانه، ما خیلی دوست داشتیم به جاهایی برسیم که نرسیدیم.
و این برای ما خیلی شیرین بود که یک نفر قبل از بلوغ یک آرزویی داشته باشه که وقتی یک روزی بعد از هزار اتفاق عجیب در عالم، بعد از هزار اتفاق محیر العقول در عالم، یک روزی شد رهبر مملکت، تازه بگه به اون آرزو نرسیدیم!
ان شاءالله خدا آرزوهای ما رو بزرگ کنه!

حقیقت شب قدر

معنا و ماهیت‏حقیقى شب قدر چیست؟
«قدر» در لغت‏به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است . (1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است . (2) اما معناى اصطلاحى «قدر» ، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن (3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد . (4)
بنابر دیدگاه حکمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و کتاب نیست . جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند . استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است ... حوادث جهان ... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است‏» (5) . پس در یک کلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست که شامل شکل حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مکانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مى‏گیرد . این معنا از روایات استفاده مى‏شود; چنان که در روایتى از امام رضا (ع) پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام (ع) فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه‏» ; «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است‏» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول وعرض و بقاى آن است‏» . (7) بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند . این محدوده با امورى خاص مرتبط است; امورى که علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است . هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود . این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید . پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است که براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند . (8) اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است . «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یکدیگر و این که هر حادثه‏اى تحتم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است . (9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حکم‏فرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شکل و خصوصیت زمانى و مکانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود کسب کرده است و یک پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست‏» . (10) اما علل موجودات مادى ترکیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است که هر یک تاثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تاثیرها، قالب وجودى خاصى را شکل مى‏دهند . اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، کنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد که از آن در متون دینى به «قضاى الهى‏» تعبیر مى‏شود . اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد که عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى‏» تعبیر مى‏شود . با روشن شدن معناى قدر، امکان فهم حقیقت‏شب قدر نیز میسر مى‏شود . شب قدر شبى است که همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود .
به عبارت روشن‏تر، شب قدر یکى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است . طبق روایات ما، یکى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان، است . (11) در این شب - که شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى که در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد . (12) شب قدر همیشه و هر سال تکرار مى‏شود . عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویى سرنوشت‏یک ساله بسیار موثر است . (13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت‏خود و دیگران با خبر مى‏گردد . امام باقر (ع) مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیله القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنه سنه، یومر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا; در شب قدر به‏ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایى مى‏شود» . (14)
پس شب قدر شبى است که:
1 . قرآن در آن نازل شده است .
2 . حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود .
3 . این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به کارهایى مى‏گردد . بنابراین، مى‏توان گفت‏شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است . این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد; زیرا در آیه 185 سوره مبارکه «بقره‏» مى‏فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن‏» ; ماه رمضان که در آن قرآن‏نازل شده است‏» . طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است . و در آیات 3 - 5 سوره مبارکه دخان مى‏فرماید: «انا انزلناه فی لیله مبارکه انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین‏» این آیه نیز تصریح دارد که نزول [دفعى] قرآن در یک شب بوده است که از آن به شب مبارک تعبیر شده است . همچنین در سوره مبارکه قدر تصریح شده است که قرآن در شب قدر نازل شده است .
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:
1 . قرآن در ماه رمضان نازل شده است .
2 . قرآن در شبى مبارک از شب‏هاى ماه مبارک رمضان نازل شده است .
3 . این شب، در قرآن شب قدر نام دارد .
4 . ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مبارکه دخان دو امر است:
الف . نزول قرآن .
ب . هر امر حکیمى در آن شب مبارک جدا مى‏گردد .
اما سوره مبارکه قدر که به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مبارکه «دخان‏» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:
الف . شب نزول قرآن است (انا انزلناه فی لیله القدر) .
ب . این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است (و ما ادراک ما لیله القدر) .
ج . شب قدر از هزار ماه بهتر است . (لیله القدر خیر من الف شهر) .
د . در این شب مبارک، ملائکه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم) و روایات تصریح دارند که آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند .
ه . این نزول براى تحقق هر امرى است که در سوره «دخان‏» بدان اشاره رفت (من کل امر) و این نزول - که مساوى با رحمت‏خاصه الهى‏بر مومنان شب زنده دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سلام هی حتى مطلع الفجر) .
و . شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است; زیرا در این سوره - که تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیله القدر» تکرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است . مرحوم کلینى در کافى از امام باقر (ع) نقل مى‏کند که آن حضرت در جواب معناى آیه «انا انزلناه فی لیله مبارکه‏» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود . شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق کل امر حکیم; در آن شب هر، امرى با حکمت، متعین و ممتاز مى‏گردد» . آن گاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود; خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود یا اجلى که قرار است فرارسد یا رزقى که قرار است‏برسد و ...» . (15)

 

 

پى‏نوشت:
1 . قاموس قرآن، سید على اکبر قرشى، ج‏5، ص 246 و 247
2 . همان، ص 248 .
3 . المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151 .
4 . همان، ج‏19، ص 101 .
5 . انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52 .
6 . المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244 .
7 . بحار الانوار، ج‏5، ص 122 .
8 . المیزان، ج‏19، ص 101 - 103
9 . انسان و سرنوشت، ص 53
10 . همان، ص 55 و 56
11 . اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375
12 . الکافى، کلینى، ج‏4، ص 157
13 . المراقبات، ملکى تبریزى، ص، 237 - 252
14 . الکافى، ج‏1، ص 248
15 . المیزان فى تفسیر القرآن ج: 20 ص: 382; بحث روایى ذیل سوره مبارکه قدر .
* سید سعید لواسانى
 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: واحد تحقیقات دارالعرفان

رابطه شب قدر با امام عصر

خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مبارکه قدر می‌فرماید:
تنزّل الملائکه و الرّوح فیها باذن ربهّم من کلّ امرٍ.
فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل»  دلالت بر تکرار و بقاء «لیلهالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق کلّ امرٍ حکیم. (1)
در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیات نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلهالقدرهای آینده می‌دهد.
این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همه سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائکه...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده‌ایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیه مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.
و هرکس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.
چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء می‌فرماید:
انّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نومن ببعض و نکفر ببعض و یریدون ان یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ اولئک هم الکافرون حقّاً و اعتدنا للکافرین عذاباً مهینا.
کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.
و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.
بنابراین مومن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلهالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیهالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:
من انکر المهدی فقد کفر. (2)
کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.
و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(ع) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده‌اند:
القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب الله عزّوجلّ، من اطاعه اطاعنی و من عصاه عصانی، و من انکره فی غیبته فقد انکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، الی الله اشکو المکذّبین لى فى امره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لامتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.(3)
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیه او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی ‌کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا درباره او تکذیب کرده و گفتار مرا در شان او انکار می‌کنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شکایت می‌برم. به‌زودی آنها که ستم کردند و می‌دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).
در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:
 فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(ع) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(ع) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید که لیله القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آن‌که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می‌کنند.(4)
حضرت امام سجاد(ع)، در این باره، می‌فرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(ع)) فرود می‌آید.
و نیز آن حضرت(ع) فرموده‌اند:
ای گروه شیعه، با سوره « انا انزلناه فی لیله القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(ع) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(ص) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیله مبارکه اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اکرم(ص) است.
همچنین از رسول اکرم (ص) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب(ع) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه که نگارش یافت، استفاده می‌شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجه‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن‌که بهتر بدانیم که لیلهالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(ع) و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا(س) است، ملاحظه می‌کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلهالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(ع) نقل شده که فرموده‌اند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(س) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (س) نیز دارد.
و از طرفی، همان‌گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاک امامان معصوم(ع) نیز وجود مقدس فاطمه زهرا(س) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌برد، شب قدر را درک کرده است.

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره دخان (44)، آیه 4.
2. علامه مجلسی،  بحارالانوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.
3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.
4. امراء هستی، ص 190؛ تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23.

 
پایگاه استاد حسین انصاریان

زمان جلسات آقا مجتبی تهرانی در ماه رمضان

"تابناک"ـ به حول و قوه الهي طبق روال سال هاي گذشته جلسات درس اخلاق و معارف اسلامي حضرت آيت الله العظمي حاج آقا مجتبي تهراني، از روز پنج شنبه 21/5/89 همزمان با آغاز ماه مبارك رمضان، يك ساعت و نيم پس از اذان مغرب و عشاء با اقامه نماز جماعت به امامت معظّم له در خيابان ايران، كوچه شهيد ملكي برگزار مي شود.

لازم به یادآوری است که متن، صوت و فیلم این جلسات به فاصله یک روز در پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به نشانی mojtaba-tehrani.ir در دسترس علاقمندان به معارف ناب اهل بیت (علیهم‌السلام) قرار خواهد گرفت.

جملات حکمت آمیز : بیداری

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت!

دکتر علی شریعتی

چشم گریان

امام محمد باقر علیه السلام:

"هر چشمى در روز قيامت گريان است ، مگر سه چشم :
چشمى كه در راه خدا بى خوابى كشد،
چشمى كه از ترس خدا اشكش جارى گردد ،
و چشمى كه بر آنچه خداوند حرام كرده است بسته باشد 

الكافى جلد 2 صفحه ٨٠

آشتی با خدا : آنکه خدا همنشین اوست      

کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند

محمد تقی البهجت

جملات حکمت آمیز : در چند کلمه

خوشبختي ما در سه جمله است:


تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم:



حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

داستان بسیار زیبا : شانسي براي تغيير زندگ

در زمان ها ي گذشته، پادشاهي تخته سنگی را در وسط راه قرار داد و براي اين که عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي کرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته سنگ گذشتند.

بسياري هم غرولند مي کردند که اين چه شهري است که نظم ندارد.

حاکم اين شهرعجب مرد بي عرضه ايست و ...

با وجود اين هيچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت.

نزديك غروب، يك روستايي که پشتش بار ميوه و سبزيجات بود، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناري قرار داد. ناگهان کيسه اي را ديد که زير تخته سنگ قرار داده شده بود، کيسه را باز کرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا کرد.

پادشاه در آن يادداشت نوشته بود:

 

"هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"

خاطره لطیف از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم – که از همه تهوع آور بود-  اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

آشتی با خدا میگه : امیدوارم روزی نرسه که ببینیم همون چیزی شدیم که ...

عامل دوري انسان‌ها ازمعنويت : لقمه حرام

يك عضو هيات رييسه مجلس خبرگان رهبري با تبيين تفاوت‌هاي ميان ملاقات با زيارت و بهره‌گيري از آيات قرآن و روايات گفت: در زيارت، ارتباط و پيوند روحي با امام برقرار مي‌شود، اما در ملاقات فقط دو جسم در كنار هم قرار مي‌گيرند و شناخت لازم كسب نمي‌شود.

به‌ گزارش ايسنا، آيت‌الله سيداحمد خاتمي در سخنراني صحن جامع رضوي كه با موضوع «عفاف در قرآن» صورت گرفت، خاطرنشان كرد: عفاف در دو بخش تقسيم مي‌شود كه بخش اول آن به عفت و پاكي درون ارتباط دارد و بخش دوم آن شامل عفاف ظاهر و پاكي در پوشش مي‌شود.

وي كسب و خوراك حلال را سرآمد تمام سعادت‌ها دانست و افزود: تمام كساني كه به مسيرهاي سعادت رسيدند و موفق به طي اين مسير شده‌اند، مرهون نحوه كسب روزي حلال خود هستند.

امام جمعه موقت تهران عامل دوري انسان‌ها از معنويات را لقمه‌هاي حرام دانست و يادآور شد: اگر كسي در نماز به توجه دست پيدا نمي‌كند، يا اگر فردي در ماه رمضان مانند ديگران به موفقيت در امر عبادت نمي‌رسد و اگر شخصي از معنويت‌ها دور مي‌ماند، بايد به لقمه‌هايي كه مي‌خورد توجه كند تا اشكال كار خود را دريابد.

وي با اشاره به روايتي از رسول اكرم(ص) در متزلزل بودن لقمه حرام تصريح كرد: در روايات فراواني داريم كه اگر فردي لقمه حرامي را بخورد و عبادت كند، مانند اين است خانه‌اي بر روي ريگ‌ها يا روي آب بنا كرده است و همچنين داريم كه عبادت فردي كه لقمه‌اي حرام را تناول كرده است تا 40 روز به استجابت نمي‌رسد.

خاتمي تاثير لقمه حرام را تا 7 نسل موثر دانست و اظهار كرد: كسي كه لقمه حرامي را مي‌خورد نبايد توقع داشته باشد تا خداوند به او فرزند صالح عطا كند و فقط با استغفار و اظهار خشوع مقابل خداوند است كه انسان مي‌تواند به نجات و سعادت اخروي دست پيدا كند.

وي عبادت را داراي 10 جزء دانست و ادامه داد: عبادت 10 جزء دارد كه 9 جزء آن مربوط به لقمه حلال است.

عمر از دستمان رفت!


عمر از دستمان رفت!

مرده کفن

چشمانم را می‌بندم. یك پرده نقره‌ای، مثل پرده سینما ...

ایام كودكی، جست و خیز كنان، گاهی شاد، گاهی غمگین در پی هم می‌دوند.

آن‌چنان تند و با سرعت، چونان ابرهای بهاری در آسمان ...

می‌آیند و می‌روند ... و گذشته‌ها بر روی هم تلنبار می‌شوند بی‌آن‌كه ...

.... ... وَ ما یُعَمّرُ مِنْ مُعَمّرٍ وَ لا یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاّ فِی كِتابٍ ... 1

"و به هیچ سالخورده‏اى عمر زیاد داده نمى‏شود و از عمر هیچ كس كم نمى‏گردد مگر آنكه در كتابى (لوح محفوظ) ثبت است ..."

و چه زود می‌گذرد ساعات روز و روزهای ماه و ماه‌های سال و سال‌های عمر ...!

الدّهر سَاوَمَنی عُمری، فقلت له

ما بِِعْتُ عمری بالدّنیا و ما فیها

ثمَّ اشتراهُ بتدریج بلاثَمن

تَبَّت یَدا صَفَقَةٍ قَد خابَ شَاریها2

روزگار بر سر عمرم با من چانه زد. پس گفتم به او

عمرم را به دنیا و آنچه در آن است، نفروشم

سپس اندك اندك به رایگان از من خرید

بریده باد دستان سودایی كه فروشنده‌اش زیان كرد...

و عمر، شماره نفس‌هاست كه هر روزش پاره‌ای از وجود مرا با خود می‌برد.

مرا به مرگ نزدیك‌تر می‌كند و سرمایه عمر به نقطه صفر نزدیك‌تر و نزدیك‌تر و نزدیك‌تر ...

... بر عمر هیچ یك از شما روزی اضافه نشود، مگر با از بین رفتن روزی از مدت زندگانیش... 3

با سرمایه می‌توان كار كرد، آن را افزود و از سودش بهره برد؛ اما اگر زیان و خسران دیدیم، چه؟

وای بر ما، اگر این سرمایه با امكاناتش، نردبانی برای تعالی روح نگردد...

از جسم و تن خویش بگریزید و آن را خرج روح و روانتان كنید و از مصرف كردن تن برای جان، بخل نورزید... 4

 

نوشته زهرا رضاییان، گروه دین و اندیشه تبیان


1- فاطر، 11 .

1- میزان الحکمة، ج8، ص 4038 .

2- نهج البلاغه، خطبه 145 .

3- همان، خطبه 183 .

 

قرآن من شرمنده توأم !

قرآن من شرمنده توأم !

قرآن حکیم

  قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .

 قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته،‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق میکند که ترابا طلا نوشته ،‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

 قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

  قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم 

 

تنظیم : محمدی _ گروه دین و اندیشه تبیان

 

استقبال از رمضان : مژده ای به گناهکاران

خداوند متعال در قرآن کریم مکررا به گناه کاران هشدار میدهد که دست از گناه بردارید که عاقبت سختی خواهد داشت و از عذاب های هولناک دوزخ میگوید و بنده را از آن بر حذر میدارد که بسیار بد چیزیست دوزخ و عذابش. و این در حالی است که ما در جای جای قرآن میخوانیم که خداوند متعال بخشنده و مهربان است او بندگانش را دوست دارد آیا این عذاب های هولناک با آن همه مهر و محبت سازگار است؟ خوب او هشدار میدهد که بنده آلوده نشود شأنش را حفظ کند که او اشرف مخلوقات است و مایه فخر خدا و سزاوار نیست که اینگونه پست  ودنی باشد .

خداوند مهربانترین، راه بازگشت را توأ م با امیدوارى به روى همه گنه کاران مى گشاید زیرا هدف اصلى از همه این امور تربیت و هدایت است نه انتقامجوئى و خشونت ، با لحنى آکنده از نهایت لطف و محبت آغوش ‍ رحمتش را به روى همگان باز کرده و فرمان عفو آنها را صادر نموده مى فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ »1 ؛ به آنها بگو اى بندگان من که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى بخشدکه او بخشنده و مهربان است.

دقت در تعبیرات این آیه نشان مى دهد که از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنه کاران است ، شمول و گستردگى آن به حدى است که طبق روایتى امیر مؤ منان على (علیه السلام ) فرمود: در تمام قرآن آیه اى وسیعتر از این آیه نیست.

 

دلیل آن نیز روشن است زیرا:

1 - تعبیر به (یا عبادى) "اى بندگان من !" آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.

2 - تعبیر به (اسراف ) به جاى ظلم و گناه و جنایت نیز لطف دیگرى است .

3 - تعبیر به (على انفسهم ) که نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد نشانه دیگرى از محبت پروردگار است همانگونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش مى گوید این همه بر خود ستم مکن !

4 - تعبیر به (لا تقنطوا) (مایوس نشوید) با توجه به اینکه (قنوط) در اصل به معنى مایوس شدن از خیر است به تنهائى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از (لطف الهى ) نومید گردند.

5 - تعبیر من (رحمة الله ) بعد از جمله (لا تقنطوا) بیشترى بر این خیر و محبت مى باشد.

6 - هنگامى که به جمله (ان الله یغفر الذنوب ) مى رسیم که با حرف تاءکید آغاز شده و کلمه (الذنوب) و.... .

آرى آیه فوق گسترده ترین آیات قرآن است که شمول آن هر گونه گناه را در بر مى گیرد، و نیز به همین دلیل از امیدبخشترین آیات قرآن مجید محسوب مى شود. و به راستى از کسى که دریاى لطفش بیکران و شعاع فیضش نامحدود است جز این انتظارى نمى توان داشت .

درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اینکه بعد از ارتکاب گناه به خود آیند، و تغییر مسیر دهند، رو به سوى درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و با عمل ، صداقت خود را در این توبه و انابه نشان دهند.

از کسى که (رحمتش بر غضبش پیشى گرفته ) و بندگان را براى رحمت آفریده ، نه براى خشم و عذاب ، غیر از این چشمداشتى نیست . چه خداوند رحیم و مهربانى و چه پروردگار پر مهر و محبتى !!

 

پاسخ به چند پرسش؟

در اینجا دو مسأله فکر مفسران را به خود مشغول ساخته که اتفاقا راه حل آن در خود آیه و آیات بعد نهفته است.

گناهکاران

نخست اینکه : آیا عمومیت آیه همه گناهان حتى شرک و گناهان کبیره دیگر را فرا مى گیرد؟ اگر چنین است پس چرا در آیه 48 سوره نساء شرک از گناهان قابل بخشش استثناء شده است ؟ «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء»  ؛ خداوند شرک را نمى بخشد، اما کمتر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد.

دیگر اینکه : آیا این وعده غفران که در آیه مورد بحث آمده است مطلق است یا مشروط به توبه و مانند آن ؟ البته این دو سؤ ال به هم مربوط است . و پاسخ آن را در آیات بعد به خوبى مى توان یافت زیرا سه دستور در آیات بعد داده شده که همه چیز را روشن مى سازد: «وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ »2 ؛ و به درگاه پروردگارتان بازگردید، و در برابر او تسلیم شوید، پیش ‍ از آنكه عذاب به سراغ شما آید سپس از سوى هیچكس یارى نشوید.

این دستورهاى سه گانه مى گوید درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اینکه بعد از ارتکاب گناه به خود آیند، و تغییر مسیر دهند، رو به سوى درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و با عمل ، صداقت خود را در این توبه و انابه نشان دهند، به این ترتیب نه شرک از آن مستثناست و نه غیر آن ، و نیز مشروط بودن این عفو عمومى و رحمت واسعه به شرائطى غیر قابل انکار است .

و اگر مى بینیم در آیه 48 سوره نساء بخشش و عفو مشرکان را استثنا کرده در مورد مشرکانى است که در حالت شرک از دنیا بروند، نه آنها که بیدار شوند و راه حق پیش گیرند، چرا که اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان صدر اسلام چنین بوده اند.

اگر حال بسیارى از مجرمان را در نظر بگیریم که بعد از انجام گناهان کبیره چنان ناراحت و پشیمان مى شوند که باور نمى کنند راه بازگشتى به روى آنها باز باشد و آنچنان خود را آلوده مى دانند که با هیچ آبى قابل شستشو نیستند مى پرسند آیا به راستى گناهان ما قابل بخشش ‍ است ؟

آیا راهى به سوى خدا براى ما باز است ؟ آیا پلى در پشت سر ما وجود دارد که ویران نشده باشد؟ مفهوم آیه را به خوبى درک مى کنیم ، زیرا آنها آماده هر گونه توبه اند ولى گناه خود را قابل بخشش نمى دانند، مخصوصا اگر بارها توبه کرده باشند و شکسته باشند.این آیه به همه آنها نوید مى دهد که راه به روى همه شما باز است . بله این است رحمت مهربانترین مهربانان و اینگونه مژده میدهد به گنهکاران.

پس ناامید نباش که خداوند یگانه با آغوشی باز منتظر من و تو است.

 

منبع: تفسیر نمونه جلد 19

فرآوری : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

نماز به سرعت برق و باد!

اشاره:

"مشق زندگی" عنوان سلسله نوشتاری است که به تبیین احادیث منتخب می پردازد، پاره ای از احادیث این مجموعه توسط آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی از مراجع عظام تقلید شرح یافته اند؛ معظم له در مسجد بازار تهران، در اثنای نماز ظهر و عصر، به تشریح گل هایی خوشبوی از بوستان احادیث شیعی پرداختند که همراه با فایل صوتی آن پیشکش می شود.

 

رُوِیَ عَنِ الصّادق عَلیهِ السّلام قال:

إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی[1]

ترجمه:

روایت از امام صادق صلوات الله علیه منقول است كه حضرت فرمودند:

هرگاه بنده به نماز بایستد و نماز خود را سبک به جا آورد، خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید: آیا بندۀ من را نمی‌بینید؟ گویا اینطور فکر می‌کند که برآورده کردن احتیاجات او به دست غیر من است. آیا نمی‌داند که برآورده کردن احتیاجات او به دست من است؟

 

شرح حدیث:

إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ ...یك طلب از خدا داری که روزی‌ات است و یك بدهی هم داری كه واجباتت است. آنگاه كه بنده می‌خواهد بدهی‌ا‌‌ش را به خدا ادا كند. یكی از بدهی‌ها نماز است.  فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ...  اگر واجباتش باشد و ‌كم بگذارد، این اصلاً نماز نیست. این را بگذار كنار. چه بسا نظر این است که آن آدابی را كه در نماز باید رعایت كند، رعایت نمی‌كند؛ از حضور قلب خبری نیست. همواره در فكرش مسائل دیگری است. چه بسا اشاره به این هم باشد که ‌از یك سنخ آداب مستحبّه مؤكّده (که در نماز داریم) هم خبری نیست. به تعبیر من فقط قدر متیقّن از واجبات را ادا می‌كند.

قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی...  اینجا خداوند خطاب به ملائكه و فرشتگانش می‌فرماید: شما این بنده من را نمی‌بینید؟! چون نماز یك نوع بندگی كردن خداست و عبادت است، عبادت یعنی بندگی. لذا تعبیر می‌كند به «عَبْدِی»

كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی... گویا اینطور می‌بیند که برآورده كردن احتیاجات او بدست غیر من است. أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی؟! این را نمی‌داند که برآورده كردن احتیاجات او بدست من است؟ نماز بدون حضور قلب و تند تند،‌ مثل این می‌ماند كه آدم بخواهد بدهی‌اش را ادا كند؛ از سر و ته آن میزند اما وقتی میخواهد طلب را بگیرد،‌ میخواهد تا آخرش را هم بگیرد. چطور شد اینجوری شده؟ بدهی الهی را كه میخواهی ادا كنی،‌ سر و ته آن را میزنی، ‌امّا وقتی كه میخواهی روزی را از خدا بستانی، تا آخرش می‌ستانی، و بعدش هم همواره می‌گویی: بده. انصاف هم خوب چیزی است!!

تند تند نماز می‌خواند تا مشتری از دستش نرود. خیال می‌کند مشتری روزی‌اش را می‌دهد. كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی. گویا می‌بیند و اینطوری فكر می‌كند كه برآورده كردن احتیاجات او بدست دیگری است. أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی؟! این را نفهمیدی تو که من باید احتیاج تو را برآورده كنم نه مشتری!! پس در اداء دین الهیات كم نگذار.

به نقل از تبیان

اهتمام آیت الله نوری همدانی به ورزش

به گزارش پایگاه 598، مرجع بزرگوار شیعه حضرت آیت‌الله‌العظمی نوری‌همدانی هر روز با حضور در کوه های اطراف قم به کوهپیمایی و ورزش میپردازند. اهتمام قابل توجه ایشان به بحث ورزش از نکاتی است که در سیره عملی ایشان برای جوانان و حتی پیران قابل توجه است.

این بزرگوار که علی رغم کهولت سن بحمدالله در سلامت جسم به سر میبرند هر روز در اطراف قم به پیاده روی و کوهنوردی میپردازند. ورزشی که آرامش حاصل از آن تفکر انسان را پرورش میدهد. کسانی که از نزدیک با این بزرگوار در ارتباط میباشند  اذعان دارند که  سرزندگی حاصل از این گونه برنامه ها به وضوح در برخوردهای صبورانه ایشان مشاهده میشود.

لازم به ذکر است بزرگان مکتبی  و علی الخصوص مقام معظم رهبری(حفظه الله) بارها به ورزش و وجوب آن برای سلامت جسم که زمینه سلامت روح است  تاکید فرموده اند و خود این بزرگوار نیز به صورت مستمر به کوهنوردی میپردازند که سیمای جمهوری اسلامی ایران چند بار برنامه منظم ایشان را پوشش خبری داده اند.

جالب این است که معظم له حتی در سفر ها هم برنامه کوهنوردی خود را تعطیل نکرده و به عنوان نمونه در سفر کردستان با حضور در مناطق کوهستانی به ورزش و کوهنوردی پرداخته‌اند.

رذایل اخلاقی 1 : شهوترانی

شهوت رانی عبارت است از: متابعت كردن آدمى قوه شهویه خود را در هر چیزى كه میل به آن مى‏كند و آدمى را به آن مى‏خواند، از: شهوت شكم و فرج و حرص مال و جاه و زینت و امثال اینها.
و بسیارى از علماى اخلاق تخصیص داده‏اند آن را به متابعت شهوت شكم و فرج و حرص بر اكل و جماع.
و تفسیر اول اگر چه به منشأیّت این صفت از براى جمیع رذایل، كه در طرف افراط قوه شهویه است انسب است و لیكن چون اكثر در مقام بیان آن اكتفا به معنى دوم كرده‏اند ما نیز به این طریق بیان مى‏كنیم و مى‏گوییم: كه شكى نیست كه این صفت، اعظم مهلكات بنى آدم است.
و از این جهت سید كائنات فرمود كه: (هر كه از شرّ شكم و زبان و فرج خود محفوظ ماند از همه بدیها محفوظ است). و فرمود كه: (واى بر امت من از حلقوم و فرجشان). و نیز فرمودند كه: (بیشتر چیزى كه امت من به واسطه آن داخل جهنم خواهند شد شكم و فرج است).
مفاسد پیروى از شهوت فرج
و اما دوم: كه پیروى شهوت فرج، و حرص بر مجامعت باشد، پس شكى نیست كه خود فی نفسه امرى است قبیح و منكر، و در نظر ارباب عقول، مستهجن و مستنكر.
عقل كه كارفرماى مملكت بدن است به واسطه آن مقهور و (منكوب)، و قوه عاقله كه مخدوم قوا و حواس است، خادم و مغلوب مى‏گردد. تا كار به جائى مى‏رسد كه همت انسان بر تمتّع، از (جوارى) و نسوان (مقصور)، و از سلوك آخرت مهجور مى‏شود.
بلكه بسا باشد كه قوه شهویه چنان غلبه نماید كه قوه دین را مضمحل و خوف خدا را از دل زایل نموده، آدمى را به ارتكاب فواحش بدارد. و اگر كسى را قوه واهمه غالب باشد این شهوت او را به عشق بهیمى منجر مى‏سازد. و آن ناخوشى‏اى است كه:
عارض دلهاى بیكار، كه از محبت خداوندگار خالى، و از همت عالى برى باشند مى‏شود.
و بر كسى كه دشمن خود نباشد لازم است كه: خود را از مبادى شهوت كه فكر و نظر كردن باشد محافظت نماید و احتراز كند، زیرا كه: بعد از هیجان قوه شهویه نگاه داشتن آن صعوبتى دارد. و این اختصاص به شهوت ندارد، بلكه محبت هر امر باطلى از جاه و مال و اهل و عیال و غیر اینها چنین است.
پس اگر آدمى ابتدا در آنها فكر نكند و ملتفت مبادى آنها نشود، دفع آنها در نهایت سهولت و آسانى مى‏شود. و اگر پیش آنها را نگرفت و داخل در آنها شد دیگر نگاهداشتن خود امرى است بسیار مشكل.
و مثال آن، مانند كسى است كه: عنان مركبى را در دست داشته باشد و آن مركب بخواهد داخل مكانى شود، ابتدا در نهایت سهولت مى‏تواند عنان را گرفته مانع آن شود.
و اما كسى كه ابتدا خود را محافظت ننموده، مانند كسى است كه: مركب را رها كند تا داخل جائى شود و بعد دم آن را گرفته بخواهد از عقب بیرون كشد. ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا در اول، به اندك التفاتى ممانعت میسّر گردد، در آخر به صد جان كندن دست ندهد.
پس كسى كه طالب نجات خود باشد باید در ابتداى كار، احتیاط كند، كه به آخرش مبتلا نشود. و احمق طایفه‏اى هستند كه: با وجود اینكه شهوت ایشان قوى است باز در صدد تناول غذاها و معاجین مقوّیه باه هستند تا جماع بیشتر كنند. و ایشان مانند كسانى هستند كه مبتلا به چنگ سباع درنده شده باشند و در بعضى اوقات كه آن سباع از او غافل شوند حیله‏هایى كنند كه آنها را به هیجان و حمله آورد. و چگونه كسى كه از عقلا محسوب باشد چنین امرى مى‏كند و حال اینكه علاوه بر مفاسد دینیّه كه بر افراط در وقاع مترتب مى‏شود به تجربه رسیده كه هر كه منقاد این شهوت گردد و به تهییج زنان و تجدید ایشان و خوردن غذاهاى مقویه و معاجین (مبهیه) سعى در قوّت و هیجان شهوت نماید البته لاغر و نحیف، و در اكثر اوقات مریض و ضعیف، و عمر او كوتاه است.
و بسا باشد كه: دماغ او مختل، و عقل او فاسد گردد. و این شهوت را تشبیه كرده‏اند:
به عامل ظالمى كه پادشاه او را (مطلق العنان) كند، و او را از ظلم كردن منع نكند. و او به تدریج اموال رعایا را بگیرد تا ایشان را مستأصل كند، و به فقر و فاقه مبتلا سازد. و به یكباره همه ایشان هلاك شوند، یا از مملكت پادشاه متفرق شده مملكت را ویران گذارند.
پس هرگاه پادشاه عقل، قوه شهویه را بر مملكت بدن مسلط سازد و آن را بر حد اعتدال ندارد جمیع مواد صالحه، كه از غذا هم مى‏رسد و باید به جمیع اعضا منقسم گردد، و بدل ما یتحلّل شود، به مصرف خود مى‏رساند و همه را منى مى‏كند، و سایر اعضا بى‏غذا مى‏ماند، و به تدریج ضعیف مى‏گردند، و به زودى اجزاى ملك بدن از هم مى‏پاشد.
و چون آفات این شهوت، خارج از حد احصا، و باعث هلاكت دین و دنیا است، اخبار بسیار در مذمت آن وارد شده. حتى آنكه در بعضى از روایات رسیده كه: (چون ذكر مرد برخاست دو ثلث عقل او مى‏رود). و در تفسیر قول خداى - تعالى -: (وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ اذا وَقَبَ ،113: 3) وارد شده كه یعنى: از شر ذكر، هرگاه برخیزد یا داخل شود. و حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود كه: (خدا هیچ پیغمبرى از گذشتگان را برنینگیخت مگر آنكه شیطان امید داشت كه او را به مهلكه زنان افكند و هلاك سازد. و من از هیچ چیز نمى‏ترسم این قدر كه از زن). و فرمود كه: (بپرهیزید از فتنه زنان. و اول فتنه بنى اسرائیل به واسطه زنان بود). مروى است كه: (شیطان گفت: زن، نصف لشكر من است، و آن از براى من تیرى است كه به هر جا مى‏افكنم خطا نمى‏شود. و زن محرم اسرار من، و رسول من است). زن و اژدها هر دو در خاك به جهان پاك ازین هر دو ناپاك به عزیزان را كند كید زنان خوار به كید زن مبادا كس گرفتار و شك نیست كه اگر شهوت فرج نبودى زنان بر مردان تسلط نیافتندى. پس افراط در این شهوت هلاك كننده فرزند آدم است. هان، هان تا مغرور نگردى به اینكه پیغمبر خدا زنان بسیار خواست.
كار پاكان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر شیر آشنایان ره عشق درین بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده اگر تمام دنیا از آن او بودى لحظه‏اى دل او را مشغول نساختى، و ساعتى به فكر آن نپرداختى. چنان آتش شوق و محبت خدا در كانون سینه همایونش افروخته بود كه: اگر گاه گاهى آبى بر آن نریختى، دل او آتش گرفتى، و از آنجا سرایت به جسم مباركش كردى، و اجزاى وجود مسعودش را از هم پاشیدى. و جنبه تجردش چندان غالب بود كه اگر گاهى خار و خس مادیات به دامن او نیاویختى یكباره از عالم مادیات گریختى، و طایر روحش به اوج عالم قدس پرواز نمودى.
به این جهت، آن جناب زنان متعدده خواستند و نفس مقدس خود را به ایشان مشغول ساختند كه فی الجمله التفاتى به دنیا از براى او همیشه باشد و از كثرت استغراق در (لجه بحر) شوق الهى منجر به مفارقت روح مقدسش نگردد. و به این جهت بود كه: هرگاه كثرت استغراق، او را فرو گرفتى و از باده انس سرشار گشتى، دست مبارك بر ران عایشه مى‏زد و مى‏فرمود:
(كلّمینى یا حمیرا اشغلینى یا حمیرا) یعنى: (اى عایشه با من سخن گوى، و مرا مشغول دنیا كن). و به این سبب بود كه بعضى از زوجات آن جناب، كه به تقدیر رب الارباب به تزویج آن حضرت آمده بودند در نهایت شقاوت بودند تا به جهت كثرت شقاوت دنیویه آنها غالب باشد و توانند فی الجمله مقاومت با جنبه قدسیه آن حضرت نمایند، و روح پاكش را به جانب دنیا جذب نمایند. و چون ایشان آن سیّد انس و جان را مشغول ساختندى فى الجمله آن حضرت به این عالم التفات مى‏كرد، ولیكن چون جبلّت آن حضرت، انس با پروردگار بود، و التفات به خلق، عارضى بود كه از براى بقاى حیات، خود را به آن مى‏داشتند هر وقت كه مجالست او با اهل دنیا به طول مى‏انجامید دلتنگ مى‏شد و شكیبائى در او نمى‏ماند و مى‏فرمود: (ارحنا یا بلال) یعنى: اذان بگوى، و ما را از اشتغال به دنیا راحت انداز. و مخفى نماند كه معالجه افراط در این شهوت بعد از تذكر مفاسد و یادآورى معایب آن، این است كه: قوه شهویه را به گرسنگى ضعیف كنى. و آنچه باعث هیجان شهوت مى‏شود، از: خیال زنان و تصوّر ایشان و نگاه كردن و سخن گفتن و خلوت نمودن با آنها احتراز كنى. و اقواى اسباب هیجان این شهوت، این چهارتا است. و از این چهارتا، تأثیر نظر كردن و خلوت نمودن بیشتر است. و از این جهت خداى - تعالى - فرمود:
(قُلْ لِلْمُوْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ ،24: 30) یعنى: (به مؤمنین امر كن كه دیده‏هاى خود را بپوشند). و حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود كه: (نظر كردن، تیر زهر آلودى است از تیرهاى شیطان، هر كه خود را از آن نگاهدارد به جهت خوف خدا، خدا او را عطا فرماید ایمانى كه حلاوت آن را در دل خود بیابد). و از یحیى بن زكریا پرسیدند كه ابتداى زنا و منشأ آن چیست؟ گفت: (نگاه كردن و آرزو نمودن). یعنى خیال و تصوّر كردن.
و حضرت داود - علیه السّلام - به پسر خود فرمود كه: (اى فرزند من در عقب شیر راه برو ولى در عقب زن راه مرو). و ابلیس لعین گفته است كه: (نگاه كردن كمان قدیم من است. و تیرى است كه هرگز آن را خطا نمى‏كنم). و چون نظر كردن باعث هیجان شهوت مى‏شود، شریعت مقدّسه، حرام كرد نظر كردن هر یك از مرد و زن را به دیگرى. و حرام نمود شنیدن مردان و زنان سخنان یكدیگر را مگر در حال ضرورت. و همچنین حرام شد نظر كردن مردان به پسران (امرد)، اگر از شهوت باشد. و از این جهت، بزرگان دین و اخیار در اعصار احتراز مى‏نمودند از نظر كردن به روى پسران امرد. و به این سبب بود كه سلاطین اسلام، كه پناه مذهب و دین، و (حصن حصین) شرع و آئین‏اند، و حكام دیندار و علمائى كه حكم ایشان نافذ بود، در اعصار و (امصار) از تردّد زنان در كوچه و بازار بدون حاجت و ضرورت، و از اجتماع ایشان در عیدگاهها و مساجدى كه موجب نظر كردن به مردان و مظنه فتنه و فساد مى‏بود منع مى‏نمودند.
پس كسى كه در صدد محافظت دین و دنیاى خود باشد باید از نظر كردن به نامحرم و تصور ایشان و تكلم و خلوت با زنان اجتناب تمام نماید. ملا احمد نراقي - برگرفته از معراج السعادة ، ص218و278 و اخلاق شبر- سيد عبدالله شبر، ص219

راههای درمان شهوت پرستی 3 : ساير راههاي درمان


1- يكى ديگر از راه‏هاى نجات از شهوت پرستى،برنامه‏ريزى دقيق براى برنامه‏هاى زندگى است، زيرا، هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد (هر چند برنامه او در پاره‏اى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى داشته باشد)، ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگى‏هاى شهوانى باقى نمى‏ماند.
2- برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه‏هاى درمان و يا پيشگيرى است، زيراامكان آلودگى به شهوات در محيطهاى آلوده فراوان است، يعنى، اگر محيط، آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گيرد و آزادى نسبى نيز وجود داشته باشد، نجات از آلودگى، مخصوصا براى قشر جوان يا كسانى كه در سطح پايينى از «معرفت» دينى قرار دارند، بسيار دشوار خواهد شد.
3- احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز،از راه‏هاى مهم درمان ياپيشگيرى از آلودگى‏هاى شهوانى است، زيرا انسان، هنگامى كه از ارزش وجود وشخصيت خود،آگاه شود و دريابد كه او عصاره جهان آفرينش و گل سر سبد جهان خلقت و خليفه خدا در روى زمين است، به اين سادگى خود را به شهوات نمى‏فروشد.
امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايند:«من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته، كسى كه به ارزش وجود خويش پى برد، شهوات در برابر او بى‏ارزش مى‏شوند» [1]و در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السلام آمده است: «من عرف شرف معناه صائه عن دنائه شهوته...،كسى كه شرافت ذاتى خود را بشناسد، او را از پستى شهوت مصون مى‏دارد!...» [2]
آخرين نكته‏اى كه ذكر آن لازم به نظر مى‏رسد، اين است كه نه تنها در مساله مبارزه‏با شهوات، بلكه در تمام موارد مبارزه با مفاسد اخلاقى، بايد به مساله مبارزه عملى‏اهميت داد، به اين معنى كه هر قدر انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و ضعيف مى‏شود و اين مبارزه از صورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مى‏آيد و خلق و خوى ثانوى در جهت مقابل شكل مى‏گيرد، مثلا،اگر انسان بخيل بذل و بخشش را تكرار كند، آتش بخل به تدريج در درون او فروكش كرده و خاموش مى‏شود.
اگر شهوت پرستان نيز در برابر طغيان شهوات، مقاومت و ايستادگى نمايند، طغيان شهوت فرو نشسته و روح عفت جايگزين آن مى‏شود.
اين نكته در سخن پرمعنايى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است: «قاوم الشهوه بالقمع لها تظفر،در برابر شهوت و اميال نفسانى، به قصد قلع و قمع مقاومت كن تا پيروز شوى. [3]


[1] . بحار الانوار، ج 78، ص 71.
[2] . غرر الحكم، شماره 9069.
[3] . شرح فارسى غرر الحكم، ج 4، ص 514، ح 6803.
برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

راههای درمان شهوت پرستی 2 : راه عملى

از نظر عملى راه‏هاى مختلفى براى درمان «شهوت پرستى» وجود دارد از جمله:
1- يكى از بهترين راه‏هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحيح اميال و خواست‏هاى جنسى است، زيرا اگر خواست‏ها و اميالى كه در درون انسان وجود دارند از راه‏هاى صحيح، اشباع گردند، ديگر زيانبار و مخرب نخواهند بود، به تعبيرديگر، اين خواست‏ها را نمى‏توان و نبايد سركوب كرد، بلكه بايد از آنها در كانال‏هاى صحيح و سازنده استفاده كرد، در غير اين صورت ممكن است تبديل به سيلاب ويرانگرى شود كه حرث و نسل انسان را با خود خواهد برد.
به همين دليل، اسلام نه تنها تفريحات سالم و بهره‏گيرى معتدل از خواست‏هاى درونى را مجاز شمرده، بلكه نسبت به آن تشويق نيز نموده است. خطبه معروفى كه ازامام جواد عليه السلام در مورد عقد همسرش نقل شده است، شاهد گوياى اين مدعاست. آن‏حضرت در اين خطبه مى‏فرمايند: «اما بعد فقد كان من فضل الله على الانام ان اغناهم‏بالحلال عن الحرام، يكى از نعمت‏هاى الهى بر بندگان اين است كه آنها را به وسيله حلال‏از حرام بى‏نياز ساخته است». [1]
اين حديث معروف نيز بر همين نكته اشاره دارد:«للمؤمن ثلاث ساعات،فساعه يناجى فيها ربه،و ساعه يرم معاشه،و ساعه يخلى بين نفسه و بين لذتها فيما يحل ويجمل، انسان با ايمان ساعات زندگيش را به سه بخش تقسيم مى‏كند، قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى‏كند و قسمت ديگر را در راه اصلاح معاش و بندگيش به كار مى‏گيردو قسمت سوم را به بهره‏گيرى از لذت‏هاى حلال و دلپسند اختصاص مى‏دهد». [2]


[1] . بحار الانوار، ج 50، ص 76.
[2] . نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 390.

برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

راههای درمان شهوت پرستی 1 : راه علمى

منظور از راه علمى، اين است كه انسان در آثار و پيامدهاى شهوت پرستى بينديشد وببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلت، بدبختى، اسارت، تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مى‏كشاند كه زندگى خفت‏بار افرادى كه آلوده‏شهوت شده‏اند، بيانگر اين واقعيت است.
بنابراين تامل در امور مذكور و انديشه پيرامون شرح حال«اولياء الله» و پيروان راستين آنها كه بر اثر مبارزه با شهوات به مقامات بالا در دنيا و نزد خدا رسيده‏اند، انسان را از شهوت پرستى باز خواهد داشت.
علاوه بر اين كه تحكيم پايه‏هاى عقل و ايمان، انسان را قادر به كنترل شهوات‏مى‏كند، در اين رابطه امير مؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايند: «من كمل عقله استهان بالشهوات،كسى كه عقلش كامل شود،شهوت‏ها را كوچك و بى‏ارزش مى‏شمرد». [1]
در جاى ديگر نيز مى‏فرمايند: «من غلب شهوته ظهر عقله، كسى كه بر شهوات خود غالب شود، عقل و خرد او ظاهر مى‏گردد» [2]
همچنين فرموده‏اند: «كلما قويت الحكمه ضعفت الشهوه، هر قدر حكمت و دانش‏انسان تقويت شود، شهوات و تمايلات سركش او ضعيف مى‏گردد».[3]
آن حضرت در پيام پر معناى ديگرى نيز مى‏فرمايند: «اذكر مع كل لذه زوالها و مع‏كل نعمه انتقالها و مع كل بليه كشفها، فان ذلك ابقى للنعمه،و انفى للشهوه، و اذهب‏للبطر،و اقرب الى الفرج و اجدر بكشف الغمه و درك المامول، هرگاه در لذت (حرامى)
باشى، به ياد بياور كه روزى زايل مى‏شود، و اگر در هر نعمتى هستى، به خاطر داشته باش كه روزى سلب خواهد شد. در بلاها نيز انتظار بر طرف شدن آن را داشته باش، زيرا اين يادآوريها، نعمت را پايدارتر مى‏كند و شهوات را دور مى‏سازد و مستى و غرور نعمت را زايل مى‏كند و به فرج و گشايش امور نزديكتر و در از ميان رفتن اندوه و رسيدن به مقصود، نزديكتر و شايسته است». [4]
به اين ترتيب انديشه در پيامدها، اثر عميقى در بازدارندگى از آلودگى به شهوت‏هادارد، تمام تلاش رهبران الهى نيز اين بوده است تا عواقب شوم گرفتارى در چنگال شهوات را به انسان‏ها گوشزد نموده و آنها را از كام شهوات نجات دهند.
اين حديث از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله،بيانگر اين معنى است: «خمس ان ادركتموهن فتعوذوابالله منهن:لم تظهر الفاحشه فى قوم قط حتى يعلنوها، الا ظهر فيهم الطاعون و الاوجاع‏التى لم تكن فى اسلافهم الذين مضوا و لم ينقصوا المكيال و الميزان الا اخذوا بالسنين و شده المؤنه و جور السلطان،و لم يمنعوا الزكاه الا منعوا المطر من السماء، و لو لاالبهائم لم يمطروا و لم ينقضوا عهد الله و عهد رسوله الا سلط الله عليهم عدوهم واخذوا بعض ما فى ايديهم،و لم يحكموا بغير ما انزل الله الا جعل الله عز و جل باسهم‏بينهم، پنج چيز است كه اگر با آنها روبرو شديد، از آنها به خدا پناه ببريد، اعمال زشت و آشكاردر هيچ قومى ظاهر نمى‏شود، مگر اين كه گرفتار طاعون و بيمارى‏هايى مى‏شوند كه در ميان پيشينيان آنها نبوده است و هيچ قومى كم فروشى نمى‏كنند مگر اين كه گرفتار قحطى و سختى زندگى و ظلم حاكمان مى‏شوند و هيچ قومى منع زكات نكردند مگر اين كه، از باران رحمت الهى محروم شدند و اگر به خاطر حيوانات نبود، بارانى به آنها نازل نمى‏شد و هيچ جمعيتى، پيمان خدا و رسولش را نمى‏شكستند، مگر اين كه خداوند دشمنانشان را بر آنهامسلط كرد و قسمتى از آنچه را كه آنها داشتند،از آنان گرفتند و هيچ گروهى به غير احكام‏الهى حكم نكردند، مگر اين كه خداوند اختلاف در ميان آنها افكند و با هم درگير شدند». [5]
بى‏شك، تامل و تدبر در اين پيامدها، تاثير مستمر و يا موقت در بازداشتن اعمال غيراخلاقى دارد.


[1] . شرح فارسى غرر، حديث 8226.
[2] . همان، حديث 7953.
[3] . همان، حديث 7205.
[4] . ميزان الحكمه ، جلد 4، ص 3484، حديث 21507.

[5] . اصول كافى، جلد 2، ص‏373.

برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

عوامل شهوت پرستی 4 : معاشرت‏ها و محيط هاى نامناسب

معاشرت‏هاى نامناسب، دوستان ناباب، محيطهاى آلوده و فساد وسائل ارتباطجمعى يكى از عوامل ديگر آلودگى به شهوت پرستى است. اغلب انسان‏هاى ناباب، دوستان خود را به گناه سوق داده و آنها را غرق گناه مى‏سازند و راه‏هاى مختلف ارتكاب گناه را به آنها مى‏آموزند،به گونه‏اى كه مى‏توان گفت:رايج‏ترين اسباب آلودگى‏به شهوت پرستى، معاشرت با انسان‏هاى گناهكار و آلوده است.
بد آموزى ناشى از وسائل ارتباط جمعى و محيطهاى آلوده نيز از عوامل مهم اين‏آلودگى است. در اين زمينه در بحث‏هاى مربوط به امور«زمينه ساز مفاسد اخلاقى» درجلد اول به قدر كافى صحبت كرديم و به طور مشروح بيان داشتيم كه معاشرتهاى آلوده،نه تنها انسان را آلوده گناه و مفاسد اخلاقى مى‏كند، بلكه تا سر حد كفر نيز پيش مى‏برد.
قرآن مجيد نيز درباره بعضى از دوزخيان مى‏گويد:« و يوم يعض الظالم على يديه يقول‏يا ليتنى اتخذت مع الرسول سبيلا-يا ويلتى ليتنى لم اتخذ فلانا خليلا-لقد اضلنى عن‏الذكر بعد اذ جائنى و كان الشيطان للانسان خذولا، [2]و به خاطر بياور روزى كه ظالم دست‏خويش را از شدت حسرت به دندان مى‏گزد و مى‏گويد:اى كاش!با رسول خدا صلى الله عليه و آله راهى‏برگزيده بودم.اى واى بر من!كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! او مرا از ذكر خدا گمراه ساخت، بعد از آن كه (ياد حق) به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه خوار كننده انسان است.(او را گمراه مى‏سازد، سپس در بيراهه رهايش مى‏كند)»
محيطهاى آلوده، پدران و مادران فاسد و منحرف، از ديگر عوامل مؤثر آلودگى به‏شهوت پرستى است كه تاثير مخرب آنها قابل انكار نيست. به همين دليل، هنگامى كه بيشتر افراد پاك وارد چنين محيطهايى شوند، دل و ايمان خود را از دست داده و آلوده‏شهوات و مفاسد اخلاقى مى‏شوند.
چون در جلد اول، در بحث «كليات مسايل اخلاقى» اين امور را به عنوان زمينه‏سازهاى اخلاقى، به طور مشروح مورد بحث قرار داده‏ايم، در اين جا به همين مقداربسنده مى‏كنيم.


[1] . مريم/ 59.
[2] . فرقان/ 27 تا29.

برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

عوامل شهوت پرستی 3 : غفلت و بى‏خبرى

غفلت و بى‏خبرى از پيامدهاى شهوت پرستى،عامل ديگر آلودگى به اين رذيله اخلاقى است، زيرا بيشتر رذايل اخلاقى، آثار سوء جسمانى و بهداشتى دارد، مثلا، شكم پرستى،انسان را به انواع بيمارى‏ها مبتلا مى‏سازد و يا افراط در شهوت جنسى، نيروو توان انسان را كاهش داده، اعصاب را در هم مى‏كوبد و عمر را كوتاه نموده و در نهايت سلامت جسمى و روحى انسان را مختل مى‏سازد.
به همين دليل،در جوامع غير مذهبى،افراد زيادى مقيد به رعايت اعتدال در خوردن و مسايل جنسى هستند، زيرا توصيه پزشكان را در اين زمينه پذيرفته و نتايج آن را درك كرده‏اند.
مشكلات اجتماعى ناشى از شهوت پرستى نيز قابل انكار نيست. به يقين «شكم پرستى» گروهى از مردم سبب گرسنگى گروه‏هاى ديگرى خواهد شد.
بى‏بند و بارى در مسائل جنسى نيز سبب ناامنى زن و فرزند اين افراد مى‏شود و چه بسا كه‏آلودگى به عمق خانه آنها نيز نفوذ كند.
بنابراين هر كس كه به اين امور توجه كند، به يقين در كنترل شهوات خويش مى‏كوشد.

برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

عوامل شهوت پرستی 2 : بى اعتنايى به شخصيت اجتماعى و انسانى

بى‏اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى‏شود، در حالى كه آبرو و شخصيت انسانى و توجه به حيثيت اجتماعى، انسان را ـ هر چند كه ايمان به خدا نيز نداشته باشد ـ در برابر طغيان شهوات، كنترل مى‏كند.
به همين دليل، در جوامع غير دينى، افراد آبرومند و با شخصيت، كمتر تسليم طغيان شهوات گشته و به «شكم پرستى» و شهوات بى‏قيد و شرط جنسى روى مى‏آورند، زيراآبرو و حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى آنها، سدى است در برابر طغيان شهوات.
بنابراين هميشه تنها افراد رذل و بى‏شخصيت، در چنگال اين امور گرفتار مى‏گردند.

برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

عوامل شهوت پرستی 1 : ضعف ایمان

ضعف ايمان، علت اصلى ناديده گرفتن فرمان‏هاى الهى است. اگر انسان،خدا راحاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم‏نمايد، هرگز حدود الهى را نمى‏شكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسداخلاقى نمى‏گردد.
اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشاء ـ كه تمام زمينه‏هاى ارتكاب، موجود وموانعش مفقود بود ـ حفظ كرد.
اگر ايمان ضعيف گشته و توجه به مبدا و معاد كم گردد، زمينه طغيان شهوات كاملا فراهم مى‏شود كه انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درنده‏اى كه از قفس خارج شده باشد و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مى‏كند و اگر كسى دربرابرش ظاهر شود، مى‏درد.
در اين رابطه در حديث علوى آمده است:«من اشتاق الى الجنه سلا عن الشهوات،كسى كه مشتاق به بهشت (و معتقد به آن) باشد، شهوات سركش را به فراموشى مى‏سپارد». [1]
گاهى نيز انسان براى بهره‏گيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سد ايمان را در هم مى‏شكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد، قرآن مجيد مى‏فرمايد: «بل يريد الانسان‏ليفجر امامه ـ يسئل ايان يوم القيامه [2]،...بلكه انسان مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس ازدادگاه قيامت)در تمام عمر،گناه كند، (از اين رو)مى‏پرسد: قيامت كى خواهد بود؟(سؤالى كه‏نشانه انكار يا ترديد است).»


[1] . شرح فارسى غرر الحكم حديث 8591. نهج‏البلاغه،كلمات قصار، حديث 31
[2] . قيامت/ 5 و 6.
برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی

توصيه‌هاي شنيدني رهبر انقلاب درباره ازدواج

جهان: رهبر معظم انقلاب در يكي از گفت‌وگوها پس از عقد يك زوج، توصيه‌هاي جالبي را در خصوص ازدواج دارند.

بسياري از دختران و پسران جوان مايلند كه خطبه عقد آنان توسط رهبر انقلاب خوانده شود.
مقام معظم رهبري با شرايط خاصي دختران و پسران را به عقد يكديگر در مي‌آورند كه يكي از اين شرايط، مهريه معين است.

البته ايشان پس از جاري كردن خطبه عقد به بيان علل نوع نگاه خويش در اين زمينه مي‌پردازند و با بياني شيرين توصيه‌هاي بسيار مهمي به زوج جوان براي استحكام خانواده مطرح مي‌كنند.

ايشان در يكي از اين گفت‌وگوها پس از مراسم عقد اينطور درباره مهريه و ازدواج مناسب توصيه كرده‌اند كه اگر بخواهيد زندگي، زندگي خوبي باشد بايد آن را از تشريفات و زوائد زندگي خالي كنيد.

اين كه مي‌گوئيم 14 سكه مهريه بيشتر نباشد، نه براي اين است كه 14 سكه بيشتر اشكالي ايجاد مي‌كند نه، 14 هزار سكه هم‌باشد ازدواج اشكالي ندارد، فرقي ندارد، اما اين براي اين است كه جنبه معنوي ازدواج غلبه پيدا كندبر جنبه مادي.

اصل قضيه محبت است، دختر ها و پسرها اين را بدانند. اين محبتي كه خدا در دل شما قرار مي‌دهد، اين را حفظ كنيد، نگهداريد و به بركت محبت اين بوستان خانواده را سرسبز كنيد.

المرأة ريحانه، زن ريحانه است با گل چگونه رفتار مي كنيد؟ مرد در چشم زن مظهر اعتماد، نكته اتكاست محبت خود را به او در اين قالب ترسيم مي‌كند.

خيلي از مردها هستند كه زن‌هايشان؛ آنها را اهل بهشت مي‌كنند و يا زن‌هايي هستند كه مردهايشان آنها را اهل بهشت مي‌كنند.
بعضي‌ها هم به عكس است، پناه بر خدا.

بايد مراقب باشيد، مواظب باشيد، يكديگر را كمك كنيد براي رفتن راه خدا و انشاء الله عمل به احكام الهي.

آشتی با خدا : خوش آمد گویی خدا به توبه کنندگان

قال الله عزّوجلّ:

ای موسی!

هر‌که از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد،

بگو خوش آمدی و آسوده شدی،

چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان.

و بر ایشان آمرزش بخواه

و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.

(کافی8/48)

آشتی با خدا : نشانه های توبه از زبان امام باقر علیه السلام

مام باقر(ع):

هر گناه نشانه های توبه از توبه کنندگان آشکار نگردد، او توبه کننده حقیقی نیست و آن نشانه اینهاست:

 1- آن کسانی که ادعای حقی بر او دارند، را راضی کند.

 2- نماز و سایر اعمال دینی اش که قضاء شده اعاده نماید

 3- در برابر مومنان و بندگان متواضع باشد

 4- خود را از هواهای نفسانی و شهوانی حفظ کند.

میزان الحکمه ج 1 ص548