راههای درمان شهوت پرستی 3 : ساير راههاي درمان
1- يكى ديگر از راههاى نجات از شهوت پرستى،برنامهريزى دقيق براى
برنامههاى زندگى است، زيرا، هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه
داشته باشد (هر چند برنامه او در پارهاى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى
داشته باشد)، ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگىهاى شهوانى باقى
نمىماند.
2- برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راههاى درمان و يا پيشگيرى است،
زيراامكان آلودگى به شهوات در محيطهاى آلوده فراوان است، يعنى، اگر محيط،
آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گيرد و آزادى نسبى نيز وجود
داشته باشد، نجات از آلودگى، مخصوصا براى قشر جوان يا كسانى كه در سطح
پايينى از «معرفت» دينى قرار دارند، بسيار دشوار خواهد شد.
3- احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز،از راههاى مهم درمان
ياپيشگيرى از آلودگىهاى شهوانى است، زيرا انسان، هنگامى كه از ارزش وجود
وشخصيت خود،آگاه شود و دريابد كه او عصاره جهان آفرينش و گل سر سبد جهان
خلقت و خليفه خدا در روى زمين است، به اين سادگى خود را به شهوات
نمىفروشد.
امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مىفرمايند:«من كرمت عليه
نفسه هانت عليه شهوته، كسى كه به ارزش وجود خويش پى برد، شهوات در برابر او
بىارزش مىشوند» [1]و
در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السلام آمده است: «من عرف شرف معناه صائه
عن دنائه شهوته...،كسى كه شرافت ذاتى خود را بشناسد، او را از پستى شهوت
مصون مىدارد!...» [2]
آخرين نكتهاى كه ذكر آن لازم به نظر مىرسد، اين است كه نه تنها در
مساله مبارزهبا شهوات، بلكه در تمام موارد مبارزه با مفاسد اخلاقى، بايد
به مساله مبارزه عملىاهميت داد، به اين معنى كه هر قدر انسان با خلق و خوى
بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و
ضعيف مىشود و اين مبارزه از صورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به
صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مىآيد و خلق و خوى ثانوى در جهت
مقابل شكل مىگيرد، مثلا،اگر انسان بخيل بذل و بخشش را تكرار كند، آتش بخل
به تدريج در درون او فروكش كرده و خاموش مىشود.
اگر شهوت پرستان نيز در برابر طغيان شهوات، مقاومت و ايستادگى نمايند، طغيان شهوت فرو نشسته و روح عفت جايگزين آن مىشود.
اين نكته در سخن پرمعنايى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است:
«قاوم الشهوه بالقمع لها تظفر،در برابر شهوت و اميال نفسانى، به قصد قلع و
قمع مقاومت كن تا پيروز شوى. [3]
خدایا به علمای ما مسوولیت