1- يكى ديگر از راه‏هاى نجات از شهوت پرستى،برنامه‏ريزى دقيق براى برنامه‏هاى زندگى است، زيرا، هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد (هر چند برنامه او در پاره‏اى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى داشته باشد)، ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگى‏هاى شهوانى باقى نمى‏ماند.
2- برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه‏هاى درمان و يا پيشگيرى است، زيراامكان آلودگى به شهوات در محيطهاى آلوده فراوان است، يعنى، اگر محيط، آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گيرد و آزادى نسبى نيز وجود داشته باشد، نجات از آلودگى، مخصوصا براى قشر جوان يا كسانى كه در سطح پايينى از «معرفت» دينى قرار دارند، بسيار دشوار خواهد شد.
3- احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز،از راه‏هاى مهم درمان ياپيشگيرى از آلودگى‏هاى شهوانى است، زيرا انسان، هنگامى كه از ارزش وجود وشخصيت خود،آگاه شود و دريابد كه او عصاره جهان آفرينش و گل سر سبد جهان خلقت و خليفه خدا در روى زمين است، به اين سادگى خود را به شهوات نمى‏فروشد.
امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايند:«من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته، كسى كه به ارزش وجود خويش پى برد، شهوات در برابر او بى‏ارزش مى‏شوند» [1]و در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السلام آمده است: «من عرف شرف معناه صائه عن دنائه شهوته...،كسى كه شرافت ذاتى خود را بشناسد، او را از پستى شهوت مصون مى‏دارد!...» [2]
آخرين نكته‏اى كه ذكر آن لازم به نظر مى‏رسد، اين است كه نه تنها در مساله مبارزه‏با شهوات، بلكه در تمام موارد مبارزه با مفاسد اخلاقى، بايد به مساله مبارزه عملى‏اهميت داد، به اين معنى كه هر قدر انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و ضعيف مى‏شود و اين مبارزه از صورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مى‏آيد و خلق و خوى ثانوى در جهت مقابل شكل مى‏گيرد، مثلا،اگر انسان بخيل بذل و بخشش را تكرار كند، آتش بخل به تدريج در درون او فروكش كرده و خاموش مى‏شود.
اگر شهوت پرستان نيز در برابر طغيان شهوات، مقاومت و ايستادگى نمايند، طغيان شهوت فرو نشسته و روح عفت جايگزين آن مى‏شود.
اين نكته در سخن پرمعنايى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است: «قاوم الشهوه بالقمع لها تظفر،در برابر شهوت و اميال نفسانى، به قصد قلع و قمع مقاومت كن تا پيروز شوى. [3]


[1] . بحار الانوار، ج 78، ص 71.
[2] . غرر الحكم، شماره 9069.
[3] . شرح فارسى غرر الحكم، ج 4، ص 514، ح 6803.
برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی