رفع گرفتاری و قبض روحی/ علامه حسن زاده آملی

 روزی یکی از یاران درس از جناب استاد حسن زاده آملی دعایی برای نجات از گرفتاری روحی تقاضا کردند. فرمودند: دو مطلب عرض می کنم که یقینا اثر دارد و باید چهل روز بر آن مداومت داشته باشید:

1.ذکر شریف «یا حی یا قیوم یا من لا اله الا انت» که گفته اند مداومت بر آن سبب حیات و زیادت قلب می شود و مجرب هست.
2. سوره غنی «واقعه» را بخوانید تا غنی در علم و هم چیزهای دیگر شوید.

دفع هر ناراحتی و بلا/ میرزا محمد حسن نایینی
 

در «دعوات راوندی» هست که حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده اند: کسی که او را همی یا کربی یا بلایی رسیده باشد، باید بگوید: «الله الله ربی لا اشرک به شیئا توکلت علی الحی الذی لا یموت». علامه میرزا محمد حسن نایینی رحمة الله علیه ذکر نموده اند: اگرچه در روایت عددی برای این ذکر گفته نشده، اما برای من ثابت گردیده که اگر چهل بار خوانده شود، مسلما اقرب به اجابت خواهد بود.

راحتی و رضای قلب/ حاج اسماعیل دولابی
 

جناب حاج اسماعیل دولابی می فرمودند: استغفار امان گاه انسان است، یعنی پناهگاه. وقتی گفتی «استغفرالله» در پناه خدا هستی. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند: «دو امان میان شما بود، یکی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و دیگر استغفار، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفت، ولی استغفار همیشه میان شما باقی است». روزی هفتاد مرتبه استغفار مستحب است.

برآورده شدن حاجت/ آیةالله بهجت
 

آیه الله بهجت می فرمود: نماز روز پنج شنبه را فراموش نکن. این نماز برای برآورده شدن حاجات خیلی مهم است و من این نماز را ترک نکرده ام. نیز آیه الله سید مرتضی کشمیری مرتب این نماز را می خواندند.
منبع: کتاب ذکر های شگفت عارفان
منبع: ماهنامه قرآنی نسیم وحی

شعر زيبا براي ماه رمضان

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفـــر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيـمي بوزيد
كه سراپاي، پر از عطر و صفا كرد مرا
...
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پــــله از سلسـله ديـــو دعــا كـــــرد مـــرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهـي تا به لـب آب بقـا كرد مـرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايـــق مكتب فخــر النجبا كـــرد مـــرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبـارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا كــــرد مـــرا

هر سر مويــم اگـر شـكر كند تـا به ابــد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

شعر زيبا براي ماه رمضان

سلام بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا
درود بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا

... سلام بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش
درود بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش

سلام بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار
درود بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار

سلام بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی
درود بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی

سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان
درود برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان

سلام بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان
درود بر تو ماه شهادت ای مه قرآن

سلام بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند
درود بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند

سلام بر تو ای ماه ولایت ای مه والا
درود بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا

دلداه را به غیر تمنا چه حاجت است

دلداه را به غیر تمنا چه حاجت است *** دلخسته را به غیر تسلی چه حاجت است

زیباتر از نگاه تو ما را قرار نیست *** دل را به جز نگاه تو آقا چه حاجت است

از چشم مست تو دلم از دست رفته است *** از دست رفته به تقلّا چه حاجت است
...
آنکه هدایتش به نگاه تو می شود *** جز امتثال امر تو مولا چه حاجت است

چشم مرا تو سوی خدا باز می کنی *** بی تو رسیدن به خدا را چه حاجت است

قربانی تو می شود آنکس که مست توست *** قربانی تو را به مسیحا چه حاجت است

من یار خویش را به دو دنیا نمی دهم *** آباد گشته را به دو دنیا چه حاجت است

امروز منت تو مرا آبرو دهد *** منت کشیده را غم فردا چه حاجت است

ما دست دوستی که به دشمن نمی دهیم *** از دشمنان غیر تبری چه حاجت است

شعر زيبا براي امام زمان

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

شعر زيبا براي امام زمان

حـال مـن بـی تـو خـراب اسـت کـجایی آقـا
نـقش مـن بـی تـو بـرآب اسـت کـجایی آقـا
عـمر بـیهوده مـن بـی تـو چـه ارزد تـو بـگو
زنـدگی بـی تـو سـراب اسـت کـجایی آقـا

شعر زيبا براي امام زمان (ع)

وقتی تو از سفر برسی عید می‌شود
دنیا دوباره صاحب خورشید می‌شود

چشمان روشنت که طلوعي دوباره کرد
دلها پر از تجلّی توحید می‌شود
...
با اهتزاز پرچم سرخت در آسمان
پیمان عشق و عاطفه تجدید می‌شود

از چشم خیس گریه کنان شهید عشق
با بوسه ای به راه تو تمجید می‌شود

یک عمر نوکریِ در خانۀ حسین
با یک نگاه لطف تو تایید می‌شود

آقا طواف مرقد خاکی مادرت
وقتی که چشم های تو تابید، می‌شود

این جمعه ها عزای مرا جار می‌زنند
برگرد با رسیدن تو عید می‌شود

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت  جایی ننوشته است گنهکار نیاید


تا گوهر اشکم سر بازار نیاید

کالای مرا هیچ خریدار نیاید

 

خوارم من و در سینه من عشق شکفته است

تا خلق نگویند گل از خار نیاید

 

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت

مدح تو جز از خالق دادار نیاید

 

نومیدی و درگاه تو بی سابقه باشد

هر کار ز تو آید و این کار نیاید

 

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت

جایی ننوشته است گنهکار نیاید


 

شاعر: ذبیح الله احمدی

ثواب گريه بر امام حسين : راحتي احتضار

گريه براي آن حضرت سختي‌هاي زمان احتضار را از بين مي‌برد زيرا امام صادق عليه السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آيا مصائب آن جناب (امام حسين عليه السّلام) را ياد مي‌کني؟

عرض کرد: بلي والله مصائب ايشان را ياد کرده و گريه مي‌کنم.

حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهي ديد در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصيت تو را مي‌کنند که سبب روشني چشم تو باشد.

همچ...نين فرمودند: اي مسمع گريه بر احوالات حسين (عليه السّلام) سبب مي‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌تر از مادر گردد.

گريه بر حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السّلام) باعث راحتي در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشيده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالي که او مسرور است فرشتگان الهي به او بشارت بهشت و ثواب الهي را مي‌دهند.

اجر و مزد هر قطره آن اين است که شخص هميشه در بهشت منزل کند.(1)

گريه کننده بر امام حسين عليه السّلام در بهشت با ايشان و هم درجه ايشان خواهد بود.(2)

1- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزيارات باب32، ص101
2- بحارالانوار /278/44/ امالي صدوق مجلسي 17/ ص

زندگي نامه حضرت علي اكبر(ع)

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن... مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست.
بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم.
درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي
وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا
در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود.اما از اين كه وي از امام زين العابدين(ع)، فرزند ديگر امام حسين(ع) بزرگتر يا كوچك تر بود، اتفاقي ميان مورخان و سيره نگاران نيست. روايتي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر اين كه وي از جهت سن كوچك تر از علي اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لي اخ يقال له عليّ اكبر منّي قتله الناس ...
مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است و در سلام زيارت عاشورا منظور از وعلي علي ابن الحسين ، آقا علي اكبر عليه السلام مي باشد.

شعر زيبا براي حضرت علي اکبر

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید
دیدم که مرقد شهدا مشک و عنبر است
هر یک مزار مرقدشان چهار گوشه داشت
شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است
پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت
پائین پای قبر حسین قبر اکبر است

آن باده ای خوش است که نذرسبوشود

" آب رو"

 

آن باده ای خوش است که نذرسبوشود

آن غصه ای خوش است که آه  گلو شود

 

 اصلا به یک دوقطره نباید بسنده کرد

آن چشمه،چشمه است،که یک روز"جو" شود

 

وقتی دلم شکست،گرومیگزارمش

خوب است،آبروی جگر،"آب رو" شود

 

عشاق راه دربدر ناله ی هم اند

مستانه ناله کن که دلی زیروروشود

 

ما در حسینیه به خداوند می رسیم

ذکر"حسین" جلوه کند ذکر"هو"شود

 

روزی  اگر بناست که قربا نی ام کنند

اینکاربهتراست به ابروی اوشود

 

باید که سجده کرد خدا، یا حسین را

فردا که باخدای  خودش روبروشود

 

آقایی کریم اجازه نمی دهد

تا اینکه دست ما به صف حشرروشود

 ***

این گریه ی برای توعین طهارت است

عابد چرامعطل آب وضو شود

 

هرکس که سربه زیر توشد سربلند شد

بی آبروکنارتوبا آبروشود

منبع وبلاگ روضه

شعر زيبا براي ميلاد امام حسين (ع)

هر کسی در پی گم گشته ی ما می گردد
دل جدا می رود و دیده جدا می گردد

بر سر راه چو فطرس به حریم کرمش
دل هر جائی ما در همه جا می گردد
...
بر لب تشنه او موج زند آب بقا
خضر هم در پی این آب بقا می گردد

ای گل گلشن این عالم ایجاد حسین
خلق را رحمت تو عقده گشا می گردد

به دعای عرفاتت که چو لب باز کنی
خار و خاشاک همی دست دعا می گردد

ای کریمی که ز سرشاری بحر کرمت
پیک جود تو به دنبال گدا می گردد

دل که بر سلطنت کون و مکان راضی نیست
به غبار سر کوی تو رضا می گردد

باده نوشان همه را مژده که از میلادت
در میخانه احسان تو وا می گردد