شعر بسیار زیبا : خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد
خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد
مست بودم تشر قهر تو هشیارم کرد
یک زمان سر به هوا بودم و از دل غافل
تا کمند غم عشق تو گرفتارم کرد
من که بودم همه جا ذره دور از نظری
مهر صاحب نظران نقطه پرگارم کرد
خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد
مست بودم تشر قهر تو هشیارم کرد
یک زمان سر به هوا بودم و از دل غافل
تا کمند غم عشق تو گرفتارم کرد
من که بودم همه جا ذره دور از نظری
مهر صاحب نظران نقطه پرگارم کرد
سه ساعت قبل از فوت، استاد بزرگوار علامه جعفری به دكتر غلامرضا جعفري
اشارهاي ميكند. اين اشاره به معناي درخواستي از فرزند بود. اما به علت از
دست رفتن قدرت تكّلم استاد كه بعد از سكته مغزي بر استاد عارض شده بود،
فرزند متوجه درخواست پدر نميشود...
به گزارش «تابناک»، سرانجام پس از حدود يك ساعت، غلامرضا جعفري منظور پدر را درك ميكند.
فرزند
علامه جعفری تعریف می کند: داخل كيف شخصي استاد پلاكي بود كه اسماء خداوند
و نام ائمه(ع) روي آن حك شده بود. اطراف آن پلاك را پارچه سبزي فراگرفته
بود كه چند ماه قبل يكي از دوستان استاد، آن را در كربلا ضمن تبرك نمودن
به ضريح امام حسين(ع) به ايشان تقديم كرده بود، مقصود استاد در آن لحظه
عبور از پل دنيا به آخرت، همين پارچه سبز بود.
دكتر غلامرضا جعفري به سرعت عازم محلي ميشود كه كيف حضرت استاد در آنجا بود. زمان رفت و برگشت. يك ساعت به طول ميانجامد و...
هنگام
ورود به اتاق استاد در بيمارستان پرستار خبر فوت ايشان را ميدهد. دكتر
جعفري بيتاب و متأثر از اينكه به موقع نتوانسته است درخواست استاد را
اجابت كند، وارد اتاق ميشود جسد علامه بر روي تخت بود و پارچه سفيدي آن
را پوشانده بود... او با چشماني اشكبار، پارچه سبز را به صورت استاد
گذاشته و ناگهان... استاد چشمان خود را براي لحظاتي اندك باز نموده و پس از
لبخندي پرمعنا، چشمانش را ميبندد.*
----------------
* برگرفته از کتاب فیلسوف شرق / ص 211 / چاپ اول / دفتر نشر فرهنگ اسلامی
اشک، احساس زلال و عشق شفاف است که از ژرفاي جان پديدار ميشود، آنگاه که
اين ارمغان خداوندي به خاطر يکي از بهترين انسانهاي هستي نمايان شود، به
دنبال خود، نسيمي از عاطفه يکرنگي، مهر و همسويي با اباعبدالله(ع) به
همراه ميآورد و نشاطي وصفناپذير به انسان ميبخشد.
به گزارش مركز خبر حوزه، آيتالله جواديآملي در مطلبي به ارزش گريه بر اباعبدالله(ع) پرداخته كه متن كامل آن به شرح ذيل است:
"براساس
نقلي معروف از حضرت سكينه (عليهاالسلام) بالاي بدن مطهّر امام حسين
(عليهالسلام)، ايشان به اين اصل كلي سفارش كردند كه هر حادثه تلخي پيش
آمد كرد، آن را بهانه كنيد و براي من اشك بريزيد: «أو سمعتم بغريب أو شهيد
فاندبونى». «هرگاه داستان غريب يا شهيدي را شنيديد، براي مظلوميت من گريه
كنيد»
بنابراين، اصل كلي اين است كه هر حادثه تلخ و ناگواري را بايد
بهانه كرد و براي سالار شهيدان اشك ريخت، نه آنكه افراد داغديده براي
تسكين عواطف و احساسات خود آن حضرت (عليهالسلام) را بهانه كنند و براي
التيام زخم خويش اشك بريزند و ندبه نمايند و بين اين دو گونه عزا داري فرق
وافر است، زيرا محصول يكي تعزيت براي حضرت امام حسين (عليهالسلام) است و
نتيجه ديگري تسليت براي خود؛ هر چند ممكن است بهانه قرار دادن واقعه جانسوز
كربلا هم بياثر نباشد.

وجود مبارك سيدالشهداء (عليهالسلام)
فرمودند: «أنا قتيل العبرة»؛ يعني من كه به هدف اِحياي حق و اِمحاي باطل
كشته شدم، بايد عَبَرات داشته باشم؛ به طوري كه چشمان علاقهمندان به سالار
شهيدان پر از اشك شود و آن اشكْ فراوان از شبكه چشم خارج گردد و به صورت
انسان عبور كند تا عَبَرات بشود.
اين سننت حسنه، آثار فراواني دارد،
از جمله اين كه محبت اهل بيت (عليهمالسلام) در قلب شيعيان حضور پيدا
ميكند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (عليهمالسلام) هرگز فكر و راه و روش آنان
را رها نميكند؛ زيرا رهبري جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداري قلب
را محبت به عهده ميگيرد و دلِ دوستان حسين بنعلي (عليهالسلام) جوارح را
به صَوْب صراط مستقيم رهنمود ميشود".
از حســــین بسیار گفته اند و بسیار شنیده اند اما آنچه بیشتر به گوش و دل ما آشناست مطالبیست که از منابع شیعه و توسط شیعیان نقل شده است. در این مطلب نظرات نویسندگان و محققان مشهور غربی در مورد امام حســـین(ع)
و قیام پرشورش نقل شده است
گفتنی است، به آگاهی علاقه مندان معارف اهل بیت میرساند، نشست های درس
اخلاق و معارف اسلامی آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی، به مناسبت
ایّام عزاداری حضرت سیّد الشهداء(ع) از روز دوشنبه 15/9/89 به مدّت دوازده
شب برگزار میشود.
این نشست ها هر شب، ساعت 18 با اقامه نماز جماعت
مغرب و عشا به امامت ایشان آغاز شده و با سخنرانی و ذکر مصیبت و توسّل به
اباعبدالله الحسین(ع) ادامه پیدا خواهد کرد.
لازم به یادآوری است
که موضوع مباحث معظّمله در ایّام محرّم و صفر سال های اخیر، بررسی ابعاد
گوناگون قیام و انقلاب امام حسین7 بوده که به حول و قوّه الهی امسال نیز
ادامه خواهد داشت.
متن، صوت و فیلم این مباحث در پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به نشانی www.mojtaba-tehrani.ir در دسترس کاربران گرامی قرار خواهد گرفت.
با فرا رسیدن ماه محرم و روزهای عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)، همچون هر
سال، مجالس سوگواری سالار شهیدان در سراسر کشور برگزار می شود.
به
گزارش «تابناک»، در همین زمین]، سلسله نشست های درس اخلاق آیت الله العظمی
حاج آقا مجتبی تهرانی نیز با محوریت «قیام امام حسین(ع) و مبارزه با گروه
گرایی، باندبازی و عصبیت جاهلانه» برگزار می شود.

بنا بر این گزارش،
در این راستا، ایشان در آخرین جلسه درس اخلاق خود، پیش از ورود به ماه
محرم، با اشاره به این موضوع، گروهگرایی و حزببازی را از مصادیق حمیّت و
عصبیت جاهلیّه دانسته و آن را از جمله راه های شیطان برای پوشاندن جلوه حق
برشمردند.
این استاد اخلاق در ادامه افزودند: این خودش بحثی است که
با نام «گروهگرایی» مطرح است. آنجا میگویند رفاقت و دوستی، اینجا
میگویند «گروهگرایی». حالا این اجتماع، گاهی بر محور خانواده است که در
روایات، نام آن را عشیره و قوم میگذارند که حضرت فرمود: «أَنْ يَرَى
الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِين». گاهی هم
بر محور گروههایی است که به قول ما جنبههای اعتباری دارد و ـ نعوذ بالله
ـ حزبی و حزببازی است؛ بنابراین، باید گفت: «اللّهم العن غیر حزب
اللّهی»، چون «حزب اللهِ واقعی»، اجتماعشان بر محور ایمان است و جنبه حقیقی
دارد و اعتباری نیست؛ بر خلاف دیگر گروهگراییها و حزبگراییهایی که
انسان را کور و کر میکند و بعد هم حمایتهای حساب نشده و جاهلانه پیش
میآید.
ایشان با اشاره به این که مبارزه امام حسین(ع) با
عصبیّتهای جاهلیّه بود، افزودند: حالا که بحث به اینجا رسید ـ انشاءالله ـ
اگر موفق شوم، دهه عاشورا درباره مبارزه امام حسین(ع) با این عصبیّت
جاهلیّه قومیّه و غیر آن سخنرانی می کنم، چون من سالهاست که محور بحثم در
دهه عاشورا، ابعاد گوناگون قیام امام حسین(ع) است و یکی از اساسیترین
ابعاد حرکت حسین(ع) مبارزه با عصبیّت جاهلیّه قومیّه و غیر آن بود.
آنچه که من شنیده ام، خدا نکند که چنین باشد، غلطی می خواهند انجام بدهند، که اگر این غلط را انجام دادند، من وظیفه ام این است که به آنها گوشزد کنم، اگر سعادتمند باشند در دنیا بیچاره خواهند شد، اگر اهل شقاوت باشند در دنیا آسیبی بهشان نخواهد رسید، ولی آن وقتی که دست بریده او وارد محشر بشود، کمر همه آنها را خواهد شکست که برای ابد از رحمت خدا محروم باشند، و آن کلمه این است، شنیده ام می خواهند، لا اله الا الله، می خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه ها درآورند، کسی که حجت خدا مقابل قبر او می ایستد، و می گوید سلام خدا، سلام تمام انبیاء، سلام تمام اوصیاء، سلام تمام شهداء بر تو یابن امیرالمؤمنین، کسی که هر صبح و شب خدا و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به او سلام می کنند این را می خواهند به نقش هنرپیشه ها درآورند، خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هر چه پیش آید و هر چه ما بگوئیم معذوریم، باید جوانهای غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم، تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است، در اثر این صحبت غلط، باید روز تاسوعای امسال محشری سرپا کنند در عزای قمر بنی هاشم، تا بگویند ای دست بریده کربلا، این فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا، تو، تو بالاتر از اینی، ای روزگار، ای دنیای ناپایدار، باید روزگاری بشود، که ما زنده باشیم و در این روزگار بخواهند هنرپیشه ها نقش او را به مردم نشان بدهند، مردم بدانید!
منبع : تابناک
خادم حضرت اباالفضل(ع) كه 36 سال در اين شغل بوده و از 12نسل قبل در اين شغل بودهاند، بخشي از معجزات و كرامات و مشاهدات خود را از علمدار كربلا بيان كرد.
به گزارش فارس، در جريان سفر زيارتي و معنوي كارواني از ايران به كربلاي معلي و عتبات عاليات در بخشي از اين سفر به ديدار شيخ عباس محمد علي الكشوان آل شيخ رفتيم و از خاطرات 36 ساله خادمي و كفشداري حضرت اباالفضل توسط وي استفاده كرديم.
بنابر گفته شيخ عباس 74 ساله كه هم اكنون ظاهرا به بيماريهاي ريوي مبتلا شده و در يك خانه قديمي و كوچك در يكي از كوچههاي پشت حرم حضرت اباالفضل در پلاك 10 زندگي ميكند روي ديوار آن پلاك كوچكي نوشته شيخ عباس محمد علي الكشوان، در حياط كوچك اين خانه جنوبي يك نفر اصل خرما و يك اصله مو انگور قرار دارد، اين خادم قديمي خاطرات فراواني دارد.
بنابرگفته وي خاندان كشوان بيش از 485 سال قبل نسل اندر نسل از 12 پشت قبل به شغل خادمي ، كليدداري حرم و كفشداري حضرت اباالفضل مشغول بوده و خود شيخ عباس 3 بار به ايران مراجعت كرده، اما به خاطر ارتباط با زائران ايراني زبان فارسي را به راحتي صحبت ميكند.