رفع گرفتاری و قبض روحی/ علامه حسن زاده آملی

 روزی یکی از یاران درس از جناب استاد حسن زاده آملی دعایی برای نجات از گرفتاری روحی تقاضا کردند. فرمودند: دو مطلب عرض می کنم که یقینا اثر دارد و باید چهل روز بر آن مداومت داشته باشید:

1.ذکر شریف «یا حی یا قیوم یا من لا اله الا انت» که گفته اند مداومت بر آن سبب حیات و زیادت قلب می شود و مجرب هست.
2. سوره غنی «واقعه» را بخوانید تا غنی در علم و هم چیزهای دیگر شوید.

دفع هر ناراحتی و بلا/ میرزا محمد حسن نایینی
 

در «دعوات راوندی» هست که حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده اند: کسی که او را همی یا کربی یا بلایی رسیده باشد، باید بگوید: «الله الله ربی لا اشرک به شیئا توکلت علی الحی الذی لا یموت». علامه میرزا محمد حسن نایینی رحمة الله علیه ذکر نموده اند: اگرچه در روایت عددی برای این ذکر گفته نشده، اما برای من ثابت گردیده که اگر چهل بار خوانده شود، مسلما اقرب به اجابت خواهد بود.

راحتی و رضای قلب/ حاج اسماعیل دولابی
 

جناب حاج اسماعیل دولابی می فرمودند: استغفار امان گاه انسان است، یعنی پناهگاه. وقتی گفتی «استغفرالله» در پناه خدا هستی. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند: «دو امان میان شما بود، یکی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و دیگر استغفار، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفت، ولی استغفار همیشه میان شما باقی است». روزی هفتاد مرتبه استغفار مستحب است.

برآورده شدن حاجت/ آیةالله بهجت
 

آیه الله بهجت می فرمود: نماز روز پنج شنبه را فراموش نکن. این نماز برای برآورده شدن حاجات خیلی مهم است و من این نماز را ترک نکرده ام. نیز آیه الله سید مرتضی کشمیری مرتب این نماز را می خواندند.
منبع: کتاب ذکر های شگفت عارفان
منبع: ماهنامه قرآنی نسیم وحی

داستان جنازه حاج ملا محمد صادق امام

مهر: ابرکوه در گذشته و اکنون از وجود علما و بزرگان بسیاری بهره برده است که بسیاری از آن‌ها با وجود اینکه در اذهان مردم ماندگار شده‌اند، در دنیای رسانه‌ها که ابزار مهم انتقال به نسل‌های آینده هستند، ‌ مهجور مانده‌اند.

یکی از این عالمان که در شهرستان کهن ابرکوه می‌زیست، «حاج ملا محمد صادق امام» است که به واسطه اتفاق نادری که در مورد وی پیش آمد، تنها جایی در کتاب داستان‌های شگفت شهید محراب دستغیب پیدا کرد و هیچ تحقیق دیگری در مورد این عالم بزرگ صورت نگرفته است.

این اتفاق شگفت و زندگی «حاج ملا محمد صادق امام» در این گزارش برای اولین بار در دنیای رسانه مطرح می‌شود و امید که با بررسی آن گامی هر چند کوچک در معرفی این عالم بزرگ که شهرتی جهانی دارد برداشته شود.

ادامه نوشته

برنامه جلسات هفتگي آيت الله محمد باقر تحريري

قم :

1-شرح صحيفه سجاديه نمازخانه مدرسه معصوميه بلوار امين پنجشنبه ها بعد از نماز عصر

2-شرح دعاي مکارم الاخلاق مدرسه عالي امام خميني(ره)ميدان جهاد چهارشنبه ها بعد از نماز عشاء

تهران:

شرح دعاي عرفه مسجد حضرت اباالفضل(ع)خيابان قزوين صبحهاي جمعه دو ساعت قبل از اذان و نماز جمعه 

برنامه سخنراني شيخ حسين انصاريان در محرم 1390

برنامه سخنراني شيخ حسين انصاريان در دهه اول محرم 1390

از 6 آذر تا 15 آذر

به شرح زير مي‌باشد

7صبح حسینیه هدایت خ ری میدان قیام
4عصر حسینیه آیت الله علوی خ امیر آباد تهران
5 مغرب مسجد امیر خ امیر آباد شمالی تهران
7 شب حسینیه همدانیها خ ری تهران
9 شب حسینیه صاحب الزمان چهارراه کوکاکولا تهران

منيع: پايگاه اطلاع رساني استاد

گزارشی از محافل اخلاقی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

سرویس فرهنگی فردا،حامد هادیان: در شبکه اینترنت درباره مسجد جامع بازار و امام جماعتش آمده است که: «قدیمی‌ترین مسجد جامع تهران، بیش از ۷۰۰سال عمر دارد و امام جماعت آن آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی از حدود۴۰سال پیش تاکنون به این مهم پرداخته است. و معمولا نماز ظهر، عصر و مراسم مذهبی را در این مسجد به جا می‌آورد» نزدیک اذان پای پیاده از کوچه‌های تنگ وارد راسته بازار می‌شود. عده‌ای که می‌شناسندشان سلام و اظهار ارادت می‌کنند. و نشناس‌ها گاهی بدون قصد تنه‌ای می‌زنند. تا سریع‌تر رد شوند. و به فکرشان نمی‌رسد که شاید این روحانی سالخورده یکی از مراجع اعظم تقلید باشد. ورودی مسجد در دل بازار است. رو به حیاطی بزرگ که حوضی در میانش به چشم می‌آید. درخت انجیر کوچکی کنار حوض است و کارگرهای خسته از کار روزانه، زیر آن خستگی در می‌کنند. متولیان مسجد وقت اذان درب‌های آهنی را باز می‌کنند. مردم از حیاط وارد رواق زیرگنبد می‌شوند. تا موذن، اذان بگوید، سلانه سلانه از راه می‌رسد. مسیر طولانی رواق تا محراب را کفش در دست طی می‌کند. به سلام‌های نمازگذاران آرام جواب می‌دهد. سرش پائین است و همچنان ذکر هم می‌گوید. وقتی به محراب می‌رسد عبایش را عوض ‌می‌کند. و یک پره از عمامه‌اش را مانند استادش امام خمینی باز می‌کند. صف‌های فشرده پشت سرش تا معمولا تا شانزده ردیف ادامه دارد.

ادامه نوشته

اعمال شب و روز عرفه از زبان آقا مجتبي تهراني

شب عرفه، شب دعا و اعمال صالح
دعا در شب عرفه مقبول و مستجاب است
«رُوی إنّ ليلة عرفة يستجاب فيها ما دعا من خير و للعامل فيها بطاعة الله تعالى أجر سبعين و مائة سنة.»

در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند به اجابت میرسد؛ و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏شود.

اعمال صالح برابر صدوهفتاد سال عبادت است
این روایت، عظمت شب عرفه را میرساند. به حسب ظاهر امشب شب عرفه است؛ لذا می‏خواهم این مطلب را به دوستان عرض کنم که امشب را قدر بدانید! اوّلین مسأله‏ای که در امشب تءکید شده است «دعا کردن» است و در روایت دارد: دعا کنید! دعای خیر کنید! و بدانید که این دعاها به اجابت میرسد.
ادامه نوشته

دعاي عرفه شيخ حسين انصاريان براي اولين باردر تهران

مدير موسسة اسلامي هدايت اعلام كرد : دعاي روحبخش عرفه حضرت آيت الله استاد انصاريان ، امسال براي اولين بار در تهران و در حسينية هدايت واقع در ميدان قيام و خيابان هاو كوچه هاي اطراف آن برگزار مي شود .

آيت پيمان در توصيف دعاي عرفه گفت : اين دعاي معروف جوشيده از قلب الهي و ملكوتي حضرت سيد الشهداء مي باشد و آن حضرت كه وارث علوم همة انبياء و اولياء خاص حق بود ، در اين دعاي بي نظير كه در عصر روز نهم ذي الحجه در بيابان عرفات با اشكي ريزان قرائت نمود . حقايق جامعي را براي كمال و سعادت دنيا و آخرت بشر ارائه نموده است.

وي اظهار داشت : با دعوت و تلاش هيئت امناء و مديران موسسه اسلامي و حسينية هدايت تهران ،توفيق يافتيم كه در روز عرفه امسال مراسم دعاي عرفه استاد انصاريان را به حسينية هدايت تهران منتقل نمائيم و علت آن تقاضاهاي مكرر اهالي متدين  تهران در سنوات گذشته مي باشد كه امكان حضور در مشهد و قم را نداشته اند.

مدير موسسة اسلامي هدايت اعلام كرد : مراسم دعاي عرفه ساعت 14:30 روز يكشنيه 15 آبان مصادف با نهم ذي الحجه توسط حضرت استاد انصاريان قرائت مي شود و تمهيدات لازم براي حضور مردم در شبستانهاي حسينيه و خيابانهاي اطراف پيش بيني شده است .

قابل ذكر است دعاي عرفه اولين بار توسط اين استاد اخلاق در جمع عمومي در ایران  پايه گذاري شد و چند دهه است كه توسط معظم له در صحراي عرفات و مشهد مقدس وحرم حضرت معصومه (س) برگزار مي شده است و امسال اولين بار است كه اين دعا را در تهران قرائت مي كنند .

علاقه مندان مي توانند اخبار تكميلي را از طريق سايت erfan.ir  پيگيري نمايند .

نظر شهید بهشتی درباره حجاب زنان

آنچه در اینجا می‌خوانید، پاسخ شهید بهشتی به این سوال است، جالب است كه خبرنگار این سوال را از وی به عنوان شخصیتی كه در قوه قضائیه مسئولیت دارد، مطرح كرده است، ولی شیوه مورد تایید و تاكید آیت‌الله دكتر بهشتی چیزی جز «بحث قانع كننده» نیست و البته این هم بعد از تشریح نگاه اسلام به كرامت و جایگاه زن انجام می‌شود.

سوال خبرنگار: درباره‌ پوشش اسلامی زنان در دادگستری چه اقدامی به عمل آورده‌اید؟ و آیا زنان را مجبور به پوشش اسلامی خواهید كرد؟

پاسخ آیت‌الله بهشتی: ما براساس بینش اسلامی برای زن كرامت خاصی قائل هستیم. ما معتقدیم پوشش خواهران ما پوششی باشد كه با كرامت آن‌ها سازگارتر باشد. اگر قرار باشد در جامعه، رابطه مرد و زن یک رابطه كار و فعالیت و همكاری و خلاقیت و سازندگی باشد، باید از هر نوع شائبه‌ی دیگر پاک و و منفرد بمانند و طبیعی است كه با آن پوششی كه در اسلام برای زن تعیین شده، این رابطه می‌تواند پاک‌تر و منزّه‌تر بماند. این امری است روشن و هركجا خلاف این گفته شود، قصد مغالطه است. منتها ما در قلمرو مسئولیت خاصمان در قوه قضائیه از خواهران‌مان خواستیم خودشان این كار و پوشش را تا حدّی عمل نمایند؛ اما اگر كسی عمل نكرد، ما چه خواهیم كرد؟ باید بگویم كه روش من در زندگی چنین بوده است كه با كلیه اشخاص از هرگروه به بحث اقناعی پرداخته‌ام. من حاضرم در فرصت مناسب با این خواهران به گفت‌وگو بنشینم و امیدوارم كه آنان را قانع به پوشش اسلامی نمایم.

(منبع: سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های شهید بهشتی از انتشارات مركز اسناد اسلامی، ج3، ص600)

توصیه آيت‌الله بهجت به يك ايراني مهاجر

آيت‌الله محفوظي با نقل خاطره‌اي از سفر خود به خارج از كشور، درباره دستورالعمل مرحوم آيت‌الله بهجت به يك جوان ايراني مقيم خارج، مطلب جالبي را بيان كرد.

به گزارش مركز خبر حوزه، آيت‌الله محفوظي در نشست طلاب، فضلا و روحانيون شهرستان فومن و شفت گفت: در سفري كه به خارج از كشور داشتم، جواني ايراني، از من درخواست دستورالعمل كرد، جواب دادم، از حضرت آيت‌الله بهجت ‌(ره) دستور بگيريد، نامه‌اي براي آقا نوشت، بعد از مدتي كه به ايران آمد، سؤال كردم، نسخه‌ات را گرفتي؟ گفت: در خواست زيادي داشتم، اما آقا جواب مختصري دادند كه به يك خط هم نرسيد، نوشته بودند: «راه رسيدن به كمال دوچيز است، تعبّد و تحرّز» والسلام، محمد تقي بجهت.
وي افزود: اين جوان خدمت آيت‌الله‌ بهجت رسيد و عرض كرد، آقا نسخه دادي، ولي مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتيد، راه رسيدن به كمال دو چيز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همين! غير اين نيست.

محفوظي در ادامه با اشاره به آيه «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (14 / اسراء) خطاب به طلاب گفت: علماي اخلاق، قرآن و ائمه معصومين (ع)، راه اول سعادت انسان را ترك معصيت معرفي مي‌كنند.

* پاسخ آخوند حسينقلي همداني به طلاب

استاد خارج حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: علماي تبريز نامه‌اي براي آخوند حسينقلي همداني نوشتند كه ما مي‌خواهيم در سير و سلوك وارد شويم، چه كنيم، ايشان در جواب گفتند: گناه نكنيد.

وي در ادامه با اشاره به آيه 110 سوره كهف، كمال واقعي در سير و سلوك و ترك گناه را رسيدن به لقاءالله معرفي كرد و افزود: اين امر ميسر نمي‌شود، مگر اينكه انسان در اين راه سعي و تلاش داشته باشد چون خداوند در سوره انشقاق آيه 6 مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ»؛ اي انسان! با هر رنج و زحمتي در راه عبادت و طاعت حق بكوش كه با پروردگار خود ملاقات خواهي كرد.

* با كدام چشم مي‌توان امام زمان (عج) را ديد؟

اين استاد اخلاق در مورد ارتباط با امام زمان ‌(عج) و لزوم پيراستگي از معاصي خاطرنشان كردند: با كدام چشم مي‌خواهيم حضرت ولي‌عصر ‌(عج) را ببينيم؟! آيا با چشم آلوده مي‌شود آقا را ديد؟ با گوش و زبان آلوده مي‌شود؟! اگر حضرت ولي‌عصر‌(عج) از ما بپرسند با كدام چشم مي‌خواهيد مرا ببينيد؟ چه بگوييم.

وي با استناد به حديثي از اميرالمؤمنين ‌(ع) متذكر شد: حضرت مي‌فرمايند: «ثمرة المحاسبة اصلاح النفس» (غرر الحكم ص 235) يعني؛ نتيجه حسابگري انسان از خود، اصلاح نفس است.

آيت‌الله محفوظي در پايان در مورد لزوم مخالفت انسان با خواهش‌هاي نفساني و حفظ بيت‌المال با نقل روايتي از اميرالمؤمنين ‌(ع) بيان داشت: شخصي ظرف عسلي، براي حضرت آورده بود، حضرت با انگشت خود مقداري عسل برداشت و نگاهي كرد و بعد انگشت خود را با لبه ظرف پاك كرد، آن شخص عرض كرد آيا عسل تقلبي است؟ حضرت فرمود: خير، اما براي من نيست، من پولش را ندادم. عرض كرد: آقا، اين همه طلا و نقره با بار شتران، از بصره براي شما آورده‌اند. حضرت جواب دادند اين اموال براي من نيست مال مستضعفين و فقرا است.

مروری بر روحیات علامه جعفری +عکس های دیده نشده

روزنامه اطلاعات می‌خواست مطلبی از علامه جعفری چاپ کند. عکس استاد را خواسته بود تا در کنار مطلب بیاید. وارد موسسه اطلاعات که شد، کسی تحویلش نگرفته بود. پس از مدتی معطلی کسی پرسیده بود: «امری دارید؟» پاسخ داده بود:« عکس‌های محمدتقی جعفری را که خواسته بودید آورده‌ام» گفته بود: «بده به من و برو.» تا عکس‌ها را از پاکت درآورده بود و متوجه شده بود که آورنده عکس‌ها خود صاحب عکس است، شروع کرده بود به معذرت‌خواهی. زندگی علامه همین‌قدر ساده بود.

ادامه نوشته

ناگفته‌هایی از زندگی علامه جعفری

مصاحبه با علي جعفری در کتابخانه شخصی علامه محمدتقي جعفري (ره) صورت گرفت و اطراف او پر بود از کتاب‌‌هایی که زمانی بر دستان استاد بوسه می زدند. علی جعفری، 49 ساله و دومین فرزند پسر علامه جعفری است و 34 سال از زندگی ایشان را درک کرده است و ناگفته های بسیاری از او به یاد دارد.



این گفت‌وگوی دو ساعته با علی جعفری که هم اکنون مسئولیت مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری را به عهده دارد، فرصتی بود تا بخشی از این ناگفته ها را بیان شود و به مناسبت دوازدهمین سالروز رحلت علامه جعفری، اين گپ‌وگفت صميمي تقدیم خوانندگان عزیز می شود.

*نخستین خاطره‌ای که از علامه جعفری‌(ره) به یاد دارید به چه زمانی بر می‌گردد؟

ـ بنده خیلی خوشحال هستم که سال‌ها پس از رحلت علامه جعفری‌(ره) خدمت رسانه خبری حوزه هستم، خاستگاه علمی و اخلاقی مرحوم علامه جعفری حوزه است و جای تأسف است که پس از دوازده سال از رحلت ایشان، طلبه‌ها و روحانیونی به ما مراجعه کنند و هنوز نسبت به علامه جعفری و آثار ایشان آشنایی لازم را ندارند، شخصیت‌های پر باری مثل ایشان که سال‌ها رشحات فکری و قلمی به جامعه علمی، فرهنگی و دینی کشورمان نفع رسانده و پیامدهای بسیار خوب و مثبتی داشته، باید بیش از این به جامعه معرفی کنیم.

ادامه نوشته

روایت رهبرانقلاب از اولین دیدار با علامه جعفری

در آقاى جعفرى (رحمةاللَّه عليه) خصوصيات برجسته‌اى بود كه به‌نظر من همه‌ى اينها براى نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقيق الگوست. ايشان آن وقتى كه كارهاى تحقيقى خودشان را شروع كردند، خيلى جوان بودند.

البته من حدود سالهاى سى‌وچهار و سى‌وپنج بود كه ايشان را شناختم. ايشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقيق و فعّال و پر شور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقاى ميلانى و بعضى از آقايان ديگر در مشهد - و نيز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند؛ مثل آقاى آميرزا جعفر كه مرد بسيار با صفا و با معنويت و با روحى است. بله؛ عرض مى‌كردم كه ايشان هم به مناسبتى به مشهد آمده بودند و چند ماه يا يك سال - درست يادم نيست - در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ايشان آشنا شديم. در ايشان واقعاً روح تحقيق و تفحّص و نشاط و شور علمى مشاهده مى‌شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8394/H/khamenei-jafari.jpg
اين روحيه، از دوران جوانى تا پايان عمر ادامه داشت. آن وقت ايشان تقريباً سى و چند ساله بودند. همه‌ى اين شور جوانى، در كار علمى و فكرى و بحث و نوشتن و تحقيق و مطالعه و اين‌گونه كارها صرف مى‌شد و البته حافظه‌ى فوق‌العاده و استعداد علمى ايشان هم به جاى خود محفوظ بود. اين حالت تا همين آخر هم ادامه داشت كه اين چيز عجيبى است. يعنى در عين اين‌كه ايشان يك مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرين بارى كه ايشان را ديديم - به گمانم يك سال، يا هفت، هشت ماه پيش بود كه ايشان را ما زيارت كرديم - باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّك را در ايشان مى‌ديد.

اين خيلى باارزش و قيمتى است كه انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّك و تهيّجى را كه خداى متعال در او قرار داده و مى‌تواند آن را مثل يك سرمايه‌ى گرانبها براى پيشرفتهاى گوناگون در ميدانهاى مختلف مصرف كند، از بين ببرد. به‌هرحال وجود ايشان، حقيقتاً وجود ذى‌قيمتى بود و براى اسلام و مسلمين و نظام اسلامى ارزش داشت. ايشان تا آخر هم كار كردند؛ يعنى واقعاً آقاى جعفرى هيچ وقت از كارافتاده و كنار نشسته و بيكاره نشدند و دائم مشغول كار و تلاش و تحرّك بودند. خداوند ان‌شاءاللَّه درجاتشان را عالى كند.

بيانات در ديدار خانواده و مسؤولان ستاد برگزارى مراسم ارتحال استاد علامه محمدتقى جعفرى (ره)
17/09/1377

در کارهاى مردم تفتیش نکن، کسى برایت باقى نمی‌ماند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه بیست و هفتم دی‌ماه 89 (دوازدهم صفر 1432) به شرح دو حدیث از حضرت امام جعفر صادق (ع) پرداختند. 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن بیانات ایشان در این حدیث به شرح زیر است.

روایت اول: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعالی لَیَحْفَظُ مَنْ یَحْفَظُ صَدِیقَه»

روایت دوم: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُفَتِّشِ النَّاسَ فَتَبْقَى بِلَا صَدِیق» شافی، صفحه‌ 652

دو روایت کوتاه:

فى الکافى، عن الصّادق (علیه‌السّلام)، قال: «انّ اللَّه تعالى لیحفظ من یحفظ صدیقه»؛ [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند:] خداى متعال حفظ می‌کند آن کسى را که رفیق خود را حفظ کند. [البته] مراد، حفظ جسمانى نیست فقط - حالا آن هم یکى از مصادیقش ممکن است باشد - یعنى آبروى او را حفظ کند، شخصیت او را حفظ کند، جهات او را حفظ کند [و] مراعات کند. خدا یک چنین کسى را حفظ می‌کند. این پیوندهاى برادرى و رفاقت و انس و اخوت، در اسلام این‌قدر اهمیت دارد. شما ملاحظه‌ى رفیقتان را می‌کنید، او را حفظ می‌کنید، خداى متعال در پاداش این عمل، شما را حفظ می‌کند. البته حفظ کردن رفیق معناش این نیست که انسان از گناه او، از خطاى او دفاع کند؛ کما این‌که در این کارهاى حزبى و جناحى و خطى و این چیزها معمول است که اگر خطائى هم از کسى سر بزند، چون با آنها هم‌جبهه است، هم‌خط است، هم‌حزب است، هم‌گروه است، باید بایستند پایش دفاع کنند؛ نه، این مراد نیست؛ این حفظ او نیست؛ این در واقع مخذول کردن او، بدبخت کردن اوست و خود؛ بلکه مراد، حفظ آبروى مؤمنى است که برادرى ایمانى با انسان دارد. جامع، برادرى ایمانى است. این یک روایت.

یک روایت دیگر هم باز از کافى است، از امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام)؛ می‌فرماید که: «لا تفتّش النّاس فتبقى بلا صدیق»؛ در کارهاى مردم ریز نشو، تفتیش نکن، جزئیات را دنبال نکن. دنبال پیدا کردن عیوب ریز و درشت افراد نباش. اگر اینجور باشد، بدون رفیق خواهى ماند. یعنى هر کسى بالاخره یک عیبى دارد دیگر. اگر بخواهى همین‌طور ریز بشوى، تفتیش کنى، دنبال کنى، کسى برایت باقى نمی‌ماند.

عاقبت دوستی با اهل گناه در کلام آقا مجتبی تهرانی

آیت‌الله مجتبی تهرانی در بیست و دومین جلسه درس غیرت مؤمن، ویژه تربیت در محیط آموزشی ضمن معرفی همنشین‌های ممنوع، در مورد دوستی و رفاقت با مسلمانهای لاابالی هشدار داد.

حالا به سراغ روایات برویم. علی(ع) فرمودند: «إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق»،( بحارالانوار، 33، 508) از رفاقت و مصاحبت با فاسقان بپرهیز، چرا؟ علی(ع) دلیلش را این‌طور می‏گوید که چون تو هم آن‌طور خواهی شد، باید از او بپرهیزی. «فَإِنَّ»در مقام تعلیل است، «فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق» بدان که تو هم همان­طوری خواهی شد.


پیوند دوستی و رفاقت با اشرار نتیجه‏اش این است که تو را هم به شرارت می‌کشاند. بالاخره در یک‌جا به خاطر پیوند محبتی مجبور خواهی شد که از رابطه دورونی و پیوند اعتقادی خود و خدا، دست برداری. این دوستی، دلبستگی تو را نسبت به خدا در خطر قرار می‌دهد؛ پس از آن بپرهیز.

روایت دیگری از علی(ع) است که فرمودند: «إیاکَ و مُصاحَبَةَ أهلِ الفُسوقِ! فَإنَّ الرَّاضِی بِفِعلِ قَومٍ کَالدَّاخِلِ مَعَهُم»( غررالحکم، ص 433) از دوستی با اهل گناه و بی‌بندوباران بپرهیز که اگر از فسق آن­ها خوشت بیاید و کار آنها را بپسندی، اثرش این است که تو هم مثل آنها می‌شوی. چون روش آنها، روش اسلامی و ایمانی نیست، اگر روششان را بپسندی، تو هم مثل آن هستی.

نظر رهبر انقلاب درباره كتاب كلثوم ننه

الف: حضرت آيت الله خامنه‌اي،‌رهبر معظم انقلاب اسلامي در رابطه با كتاب كلثوم ننه به نوشه آقا جمال خوانساري اظهار نظر كردند و فرمودند.«مسئله ديگر، مبارزه‌ با خرافات است. در كنار ترويج و تبليغ معارف اصيل دينى و اسلام ناب، بايد با خرافات مبارزه كرد. كسانى دارند روزبه‌روز خرافات جديدى را وارد جامعه‌ ما مى‌كنند. مبارزه با خرافات را بايد جدى بگيريد. اين روش علماى ما بوده. مرحوم آقا جمال خوانسارى، عالم معروف، مُحشىّ شرح لمعه - كه حاشيه‌هاى او را در حواشى شرح لمعه‌هاى قديم ديده‌ايد. نمى‌دانم حالا هم چاپ مى‌شود يا نه. پسر مرحوم آقا حسين خوانسارى (كه پدر و پسر از علما و برجستگان تاريخ روحانيت شيعه‌اند) - سيصد سال پيش براى اينكه خرافات را برملا كند، كتابى به نام «كلثوم ننه» را نوشت، كه الان هست.

بنده چاپ‌هاى قديمش را داشتم و اخيرا هم ديدم مجددا چاپ شده است، كه چاپ جديدش را هم براى من آوردند. ايشان با زبان طنز، معروف‌ترين خرافات زمان خودش را به زبان فتواى فقهاى زنان درآورده و مى‌گويد زنان پنج فقيه بزرگ دارند! يكى‌اش، كلثوم ننه است! يكى، دده بزم‌آراست! يكى، بى‌بى‌شاه زينب است! يكى، فلان است. آن وقت از قول اينها مثلا در باب محرم و نامحرم، در باب طهارت و نجاست و در باب انواع و اقسام چيزها، مطالبى را نقل مى‌كند. يعنى عالم دينى به اين چيزها مى‌پردازد. ما خيال مى‌كنيم اگر با يك مطلبى كه مورد عقيده‌ مردم است و خرافى و خلاف واقع است، مقاومت كرديم، بر خلاف شئون روحانى عمل كرده‌ايم؛ نه، شأن روحانى اين است.»

علامه جعفري و پارچه متبرک کربلا

سه ساعت قبل از فوت، استاد بزرگوار علامه جعفری به دكتر غلام‌رضا جعفري اشاره‌اي مي‌كند. اين اشاره به معناي درخواستي از فرزند بود. اما به علت از دست رفتن قدرت تكّلم استاد كه بعد از سكته‌ مغزي بر استاد عارض شده بود، فرزند متوجه درخواست پدر نمي‌شود...

به گزارش «تابناک»، سرانجام پس از حدود يك ساعت، غلامرضا جعفري منظور پدر را درك مي‌كند.

فرزند علامه جعفری تعریف می کند: داخل كيف شخصي استاد پلاكي بود كه اسماء خداوند و نام ائمه‌(ع) روي آن حك شده بود. اطراف آن پلاك را پارچه‌ سبزي فراگرفته بود كه چند ماه قبل يكي از دوستان استاد، آن را در كربلا ضمن تبرك نمودن به ضريح امام حسين(ع) به ايشان تقديم كرده بود، مقصود استاد در آن لحظه‌ عبور از پل دنيا به آخرت، همين پارچه‌ سبز بود.

 دكتر غلامرضا جعفري به سرعت عازم محلي مي‌شود كه كيف حضرت استاد در آن‌جا بود. زمان رفت و برگشت. يك ساعت به طول مي‌انجامد و...

هنگام ورود به اتاق استاد در بيمارستان پرستار خبر فوت ايشان را مي‌دهد. دكتر جعفري بي‌تاب و متأثر از اينكه به موقع نتوانسته است درخواست استاد را اجابت كند، وارد اتاق مي‌شود جسد علامه بر روي تخت بود و پارچه‌ سفيدي آن را پوشانده بود... او با چشماني اشكبار، پارچه‌ سبز را به صورت استاد گذاشته و ناگهان... استاد چشمان خود را براي لحظاتي اندك باز نموده و پس از لبخندي پرمعنا، چشمانش را مي‌بندد.*

----------------
* برگرفته از کتاب فیلسوف شرق / ص 211 / چاپ اول / دفتر نشر فرهنگ اسلامی

گريه بر حسين(ع)در کلام آيت‌الله جوادي‌آملي

اشک، احساس زلال و عشق شفاف است که از ژرفاي جان پديدار مي‌شود، آنگاه که اين ارمغان خداوندي به خاطر يکي از بهترين انسان‌هاي هستي نمايان شود، به دنبال خود، نسيمي از عاطفه يکرنگي، مهر و همسويي با اباعبدالله‌(ع) به همراه مي‌آورد و نشاطي وصف‌ناپذير به انسان مي‌بخشد.

به گزارش مركز خبر حوزه، آيت‌الله جوادي‌آملي در مطلبي به ارزش گريه بر اباعبدالله‌(ع) پرداخته كه متن كامل آن به شرح ذيل است:

"براساس نقلي معروف از حضرت سكينه (عليها‏السلام) بالاي بدن مطهّر امام حسين (عليه‏السلام)، ايشان به اين اصل كلي سفارش كردند كه هر حادثه‌ تلخي پيش آمد كرد، آن را بهانه كنيد و براي من اشك بريزيد: «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبونى». «هرگاه داستان غريب يا شهيدي را شنيديد، براي مظلوميت من گريه كنيد»

بنابراين، اصل كلي اين است كه هر حادثه تلخ و ناگواري را بايد بهانه كرد و براي سالار شهيدان اشك ريخت، نه آن‏كه افراد داغديده براي تسكين عواطف و احساسات خود آن حضرت (عليه‏السلام) را بهانه كنند و براي التيام زخم خويش اشك بريزند و ندبه نمايند و بين اين دو گونه عزا داري فرق وافر است، زيرا محصول يكي تعزيت براي حضرت امام حسين (عليه‏السلام) است و نتيجه ديگري تسليت براي خود؛ هر چند ممكن است بهانه قرار دادن واقعه جانسوز كربلا هم بي‏اثر نباشد.


وجود مبارك سيدالشهداء (عليه‏السلام) فرمودند: «أنا قتيل العبرة»؛ يعني من كه به هدف اِحياي حق و اِمحاي باطل كشته شدم، بايد عَبَرات داشته باشم؛ به طوري كه چشمان علاقه‏مندان به سالار شهيدان پر از اشك شود و آن اشكْ فراوان از شبكه چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور كند تا عَبَرات بشود.

اين سننت حسنه، آثار فراواني دارد، از جمله اين كه محبت اهل بيت (عليهم‏السلام) در قلب شيعيان حضور پيدا مي‏كند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (عليهم‏السلام) هرگز فكر و راه و روش آنان را رها نمي‏كند؛ زيرا رهبري جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداري قلب را محبت به عهده مي‏گيرد و دلِ دوستان حسين بن‏علي (عليه‏السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقيم رهنمود مي‏شود".

سخنان آقا مجتبی تهرانی بمناسبت ماه محرم

با فرا رسیدن ماه محرم و روزهای عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)، همچون هر سال، مجالس سوگواری سالار شهیدان در سراسر کشور برگزار می شود.

به گزارش «تابناک»، در همین زمین]، سلسله نشست های درس اخلاق آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی نیز با محوریت «قیام امام حسین(ع) و مبارزه با گروه گرایی، باندبازی و عصبیت جاهلانه» برگزار می شود.


بنا بر این گزارش، در این راستا، ایشان در آخرین جلسه درس اخلاق خود، پیش از ورود به ماه محرم، با اشاره به این موضوع، گروه‏گرایی و حزب‏بازی را از مصادیق حمیّت و عصبیت جاهلیّه دانسته و آن را از جمله راه های شیطان برای پوشاندن جلوه حق برشمردند.

این استاد اخلاق در ادامه افزودند: این خودش بحثی است که با نام «گروه‏گرایی» مطرح است. آنجا می‏گویند رفاقت و دوستی، اینجا می‏گویند «گروه‏گرایی». حالا این اجتماع، گاهی بر محور خانواده است که در روایات، نام آن را عشیره و قوم می‏گذارند که حضرت فرمود: «أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِين». گاهی هم بر محور گروه‏هایی است که به قول ما جنبه‏های اعتباری دارد و ـ نعوذ بالله ـ حزبی و حزب‏بازی است؛ بنابراین، باید گفت: «اللّهم العن غیر حزب اللّهی»، چون «حزب اللهِ واقعی»، اجتماعشان بر محور ایمان است و جنبه حقیقی دارد و اعتباری نیست؛ بر خلاف دیگر گروه‏گرایی‏ها و حزب‏گرایی‏هایی که انسان را کور و کر می‏کند و بعد هم حمایت‏های حساب نشده و جاهلانه پیش می‌آید.

ایشان با اشاره به این که مبارزه امام حسین(ع) با عصبیّت‏های جاهلیّه بود، افزودند: حالا که بحث به اینجا رسید ـ انشاءالله ـ اگر موفق شوم، دهه عاشورا درباره مبارزه امام حسین(ع) با این عصبیّت جاهلیّه قومیّه و غیر آن سخنرانی می‏ کنم، چون من سال‏هاست که محور بحثم در دهه عاشورا، ابعاد گوناگون قیام امام حسین(ع) است و یکی از اساسی‏ترین ابعاد حرکت حسین(ع) مبارزه با عصبیّت جاهلیّه قومیّه و غیر آن بود.

بیانات مهم آیت الله وحید در مورد نمایش چهره حضرت عباس در مختارنامه

آنچه که من شنیده ام، خدا نکند که چنین باشد، غلطی می خواهند انجام بدهند، که اگر این غلط را انجام دادند، من وظیفه ام این است که به آنها گوشزد کنم، اگر سعادتمند باشند در دنیا بیچاره خواهند شد، اگر اهل شقاوت باشند در دنیا آسیبی بهشان نخواهد رسید، ولی آن وقتی که دست بریده او وارد محشر بشود، کمر همه آنها را خواهد شکست که برای ابد از رحمت خدا محروم باشند، و آن کلمه این است، شنیده ام می خواهند، لا اله الا الله، می خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه ها درآورند، کسی که حجت خدا مقابل قبر او می ایستد، و می گوید سلام خدا، سلام تمام انبیاء، سلام تمام اوصیاء، سلام تمام شهداء بر تو یابن امیرالمؤمنین، کسی که هر صبح و شب خدا و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به او سلام می کنند این را می خواهند به نقش هنرپیشه ها درآورند، خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هر چه پیش آید و هر چه ما بگوئیم معذوریم، باید جوانهای غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم، تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است، در اثر این صحبت غلط، باید روز تاسوعای امسال محشری سرپا کنند در عزای قمر بنی هاشم، تا بگویند ای دست بریده کربلا، این فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا، تو، تو بالاتر از اینی، ای روزگار، ای دنیای ناپایدار، باید روزگاری بشود، که ما زنده باشیم و در این روزگار بخواهند هنرپیشه ها نقش او را به مردم نشان بدهند، مردم بدانید!

علت ذكر نشدن نام ائمه‌(ع) در قرآن

آیت‌الله العظمی سبحانی با استناد به آیات و روایات، به این سؤال که چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است را پاسخ گفتند.

به گزارش خبر حوزه متن سؤال و پاسخ معظم‌له به شرح ذيل است.

*چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجيد نيامده است؟

پاسخ: روش آموزشي قرآن بيان كليات و اصول عمومي است. تشريح مصاديق و جزئيات غالباً برعهده پيامبر گرامي مي‌باشد. رسول خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبيين آن نيز مأموريت داشت، چنان كه مي‌فرمايد:

ادامه نوشته

هشدار آيت الله جوادی نسبت به خطر ماهواره

به گزارش روابط عمومي بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء، آيت‌الله عبدالله جوادي آملي در ديدار فرمانده انتظامي استان قم و اعضاي هيئت اجرايي همايش بررسي نقش پيشگيري از وقوع جرم با استفاده از فرهنگ ديني، فرارسيدن سالروز شهادت امام جواد عليه السلام را خدمت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و همه مومنان عالم تسليت گفتند و با اشاره به روايتي از آن امام بزرگوار اظهار داشت: وجود مبارك امام جواد در بيان نوراني دارند كه (مَن اَصغي اِلي ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَاِن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَد عَبَدَاللّهَ وَ اِن كانَ النّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ اِبليسَ فَقَد عَبَدَ ابليس)؛ يعني هر فرد يا ملتي كه گوش به حرف كسي مي‌دهد و حرف كسي را مي‌پذيرد، وي را عبادت مي‌كند. اگر آن گوينده سخن ديني گفت، اين فرد يا جامعه خدا را عبادت كرده است و اگر سخن شيطان را گفته است، اين فرد يا جامعه شيطان را عبادت كرده است.


وي گوش دادن هر صدايي و پذيرفتن آن صدا را نوعي عبادت دانست و تاكيد كرد: طبق بيان نوراني امام جواد عليه السلام، الان صداهاي گوناگوني به وسيله رسانه‌هاي اينترنتي و ماهواره‌اي به گوش جوانان ما مي‌رسد و اين مهم‌ترين آسيبي است كه به نسل جوان ما مي‌رساند.

ادامه نوشته

عدالت رهبری در خصوص زیارت امام رضا

حجت‌الاسلام حقاني نقل مي‌كند: هنگام غبارروبي مرقد مطهر حضرت امام رضا (ع) خدام حرم دستمال‌هاي سفيد آغشته به گلاب ناب را براي غبارروبي به افراد مي‌دهند. مقام معظم رهبري پس از مقداري غبار‌روبي، دستمال را به سر و صورت خود مي‌كشند.

 حجت‌الاسلام حقاني در خصوص تشرف حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در بارگاه حضرت علي‌بن موسي‌الرضا (ع) مي‌گويد: هنگام غبار روبي مرقد مطهر حضرت امام رضا (ع) خدام حرم دستمال‌هاي سفيد آغشته به گلاب ناب رابراي غبارروبي به افراد مي‌دهند. مقام معظم رهبري پس از مقداري غبار‌روبي، دستمال را به سر و صورت خود مي‌كشند. ايشان در يكي از غبار‌روبي‌ها به آقاي واعظ طبسي (توليت آستان قدس رضوي) فرمودند: آيا مي‌توانم اين دستمال متبرك را براي خود بردارم؟

مقام معظم رهبري، توليت آستان قدس رضوي را به آقاي واعظ طبسي سپرده بودند، ولي با اين حال، براي برداشتن پارچه متبرك به غبار ضريح امام رضا(ع) از او اجازه مي‌گيرند. احترام مقام معظم رهبري به قانون براي همه ما درس است.

ايشان پس از كسب اجازه از آقاي واعظ طبسي در حالي كه چشم‌هايشان پر از اشك بود و به راز و نياز مشغول بودند، با دقت، دستمال را تا كردند و در جيب خود گذاشتند. براي ما خيلي زيبا بود كه آقا در آن حال، اين همه توجه دارند كه دستمال متبرك را تا كنند و با نظم كامل در جيب خود قرار دهند.

****

زماني كه ضريح مطهر حضرت امام رضا (ع) در حال تعويض بود، در خدمت مقام معظم رهبري به پابوسي امام هشتم (ع) مشرف شديم. مقام معظم رهبري براي زيارت در كنار مرقد آن امام (ع)، مشغول راز و نياز بودند، چون ضريح را برداشته بودند حضور در كنار قبر رنگ و بوي ديگري داشت.

بعد از پايان راز و نياز حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي واعظ طبسي به ايشان عرض كردند: آقا زاده هم بيايند نزديك‌تر تا از نزديك امام را زيارت كنند. معظم‌له فرمودند: پس بقيه چي؟ اين دقت را همواره حضرت آقا دارند. ايشان امتياز ويژه و خاصي را براي فرزندانشان قايل نيستند. در آن روز هم فرمودند: اگر بقيه افراد مي‌توانند از نزديك قبر امام هشتم (ع) را زيارت كنند، فرزندان هم بيايند. پس از بيان آقا همه توفيق حضور يافتند.

مقام معظم رهبري در خصوص حضرت علي‌بن‌موسي الرضا (ع) فرمودند: «آستان قدس رضوي، مطاف فرشتگان و كروبيان و قبله اهل دل و ملجأ و پناه مؤمنان صادق امروز به بركت طلوع خورشيد انقلاب اسلامي، پايگاه بلند انديشه طلوع اسلام و پرچم معارف قرآن نيز هست.»
«اساس كار وجود مقدس علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) كار فرهنگي و تبليغي بوده است.»

سیره علامه طباطبایی در زیارت امام رضا علیه السلام

علامه طباطبایی می‎فرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه‎السلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان می‎کردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»

و نیز می‎فرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می‎شود، مشاهده می‎کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می‎بارد.»

ایشان هر ساله به مشهد مشرف می‎شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می‎گفت:

ادامه نوشته

توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

2- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

3- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

4- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

5- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

6- حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

7- پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

 

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت