شعر زيباي عرفه : چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد
به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب
به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد
چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد
به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب
به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد
سرویس فرهنگی فردا،حامد هادیان: در شبکه اینترنت درباره مسجد جامع بازار و امام جماعتش آمده است که: «قدیمیترین مسجد جامع تهران، بیش از ۷۰۰سال عمر دارد و امام جماعت آن آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی از حدود۴۰سال پیش تاکنون به این مهم پرداخته است. و معمولا نماز ظهر، عصر و مراسم مذهبی را در این مسجد به جا میآورد» نزدیک اذان پای پیاده از کوچههای تنگ وارد راسته بازار میشود. عدهای که میشناسندشان سلام و اظهار ارادت میکنند. و نشناسها گاهی بدون قصد تنهای میزنند. تا سریعتر رد شوند. و به فکرشان نمیرسد که شاید این روحانی سالخورده یکی از مراجع اعظم تقلید باشد. ورودی مسجد در دل بازار است. رو به حیاطی بزرگ که حوضی در میانش به چشم میآید. درخت انجیر کوچکی کنار حوض است و کارگرهای خسته از کار روزانه، زیر آن خستگی در میکنند. متولیان مسجد وقت اذان دربهای آهنی را باز میکنند. مردم از حیاط وارد رواق زیرگنبد میشوند. تا موذن، اذان بگوید، سلانه سلانه از راه میرسد. مسیر طولانی رواق تا محراب را کفش در دست طی میکند. به سلامهای نمازگذاران آرام جواب میدهد. سرش پائین است و همچنان ذکر هم میگوید. وقتی به محراب میرسد عبایش را عوض میکند. و یک پره از عمامهاش را مانند استادش امام خمینی باز میکند. صفهای فشرده پشت سرش تا معمولا تا شانزده ردیف ادامه دارد.
در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند به اجابت میرسد؛ و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده میشود.
عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم
حاجی معتکف یوسف زهــــــرا نشدم
همه گشتند سفید و دل من هست سیاه
باز هم شکر که پیش همه رسوا نشدم
هر طبیب درد مرا دید، بکرد زود ردم
کار از کار گذشت،لیک مـــداوا نشدم
من به دنبال توأم ، یا که به دنبال خودم
هر کجا درپی خود گشتم و پـیدا نشدم
هر چه نالیدم اثر بر دل دلدار نکرد
باب میل دل پر غصۀ مــــولا نشدم
عرفــات دل من بوی محرم دارد
چه کنم زائر آن تربت سقــــا نشدم
من چه دانم چه به روزدل ارباب گذشت
من که بی لشکرو بی یاور و تنها نشدم
من شنیدم که روی سینۀ او بنشستند
من لگد کوب سم مرکب اعـــدا نشدم
من شنیدم غم او،وای به آنکه دیده
لحظه ای مثل دل زینب کبری نشدم
من کجا مثل حسین داغ برادر دیدم
مثل او بر سر نعش قمــــرم تا نشدم
من از آن روز که از چشم شما افتادم
دست و پاها زدم ، افسوس دگر پانشدم
هجران کشیده ایم و نشان از نگار نیست *** کو عاشقی که بر غم هجران دچار نیست
ماندن در انتظار امید طلوع صبح *** بی فایده است گر دل شب زنده دار نیست
دیگر خدا محل به دعامان نمی دهد *** بر قول و فعل اهل گنه اعتبار نیست
دور از حبیب دل به تغافل سپرده ایم *** این رسم عاشقی ِ دل بی قرار نیست
بی اشتیاق گفتن ذکر فرج چه سود *** کوثر بدون لطف عطش خوشگوار نیست
غافل ز یاد یار به غم مبتلا شدیم *** آیینه ی من از اثرات غبار نیست
ما زنده می شویم به ذکر غم حسین(ع) *** دلمرده است آنکه دلش سوگوار نیست
چون کربلا بنا به دل عاشقان اوست *** کو عاشقی که با حرمش همجوار نیست
مهر: امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در
سال ۱۹۵هجری در مدینه ولادت یافت. نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و
تقی است. القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر
است.
امام محمد تقی (ع) هنگام وفات پدر ۸ ساله بود و پس از شهادت
جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع)
انتقال یافت.
مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از
پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم
هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد.
ازدواج امام
مأمون
نخستین کاری که کرد، دختر خویشام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع)
درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.
دلیل
دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت
خود بود، چرا که تصور میکرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام
شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود
قوی میشود.
مأمون همچنین میخواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهدد.
و
البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ کاری
را بدون آگاهی انجام نمیدهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسههای مأمون
آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد.
برای پذیرش این
وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ شیعیان از جمله
دلایل امام محمدتقی (ع) برای این وصلت بوده است، امام با وجود آگاهی از
حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت میدهد تا شیعیان را از دسیسههای
کینه توزانه مأمون حفظ کند.
امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما
شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیلههای از پیش
تعیین شده خود دست یابد.
دوران امامت
امام جواد (ع) در سال
۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت
رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی،
همزمان بود.
هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس
رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در
مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به
مدینه بازگشت.
از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست.
سفر حج و شهادت
امام
جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مأمون
در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال ۲۲۰
هجری قمری، به همراه همسرشام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها
به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.
امام نهم آخر ماه ذیقعده سال ۲۲۰ هجری به سرای جاویدان شتافت. مزار مطهر وی در کاظمین است.
با وسوسه های شیطان نرم می شویم و کم کم از خود بیخود شده عنان اختیار را به دستش می سپاریم و باز گناه باز لغزش باز حس تلخ پشیمانی و باز ...
یاد روزهایی که خوب بودیم می افتیم و حسرت می خوریم داستان تکرار می شود بلند می شویم می ایستیم راه می افتیم و چند قدمی نگذشته باز زمین می خوریم .
گاهی اوقات خسته می شویم و دردمندانه از خداوند طلب یاری می کنیم ،می خواهیم کاری کند که ما تا نهایت مسیر تا پاک شدن همراهمان بماند .
خوب می دانیم که این لغزش ها به خاطر ضعف ایمان ماست و خوب می دانیم که کسانی با تمرین با زحمت با خون دل خوردن این راه را رفتند و رسیدند و تا ابد سعادتمند شدند پس ما هم می توانیم اما راه دارد باید راهش را بدانیم