ضعف ايمان، علت اصلى ناديده گرفتن فرمان‏هاى الهى است. اگر انسان،خدا راحاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم‏نمايد، هرگز حدود الهى را نمى‏شكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسداخلاقى نمى‏گردد.
اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشاء ـ كه تمام زمينه‏هاى ارتكاب، موجود وموانعش مفقود بود ـ حفظ كرد.
اگر ايمان ضعيف گشته و توجه به مبدا و معاد كم گردد، زمينه طغيان شهوات كاملا فراهم مى‏شود كه انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درنده‏اى كه از قفس خارج شده باشد و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مى‏كند و اگر كسى دربرابرش ظاهر شود، مى‏درد.
در اين رابطه در حديث علوى آمده است:«من اشتاق الى الجنه سلا عن الشهوات،كسى كه مشتاق به بهشت (و معتقد به آن) باشد، شهوات سركش را به فراموشى مى‏سپارد». [1]
گاهى نيز انسان براى بهره‏گيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سد ايمان را در هم مى‏شكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد، قرآن مجيد مى‏فرمايد: «بل يريد الانسان‏ليفجر امامه ـ يسئل ايان يوم القيامه [2]،...بلكه انسان مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس ازدادگاه قيامت)در تمام عمر،گناه كند، (از اين رو)مى‏پرسد: قيامت كى خواهد بود؟(سؤالى كه‏نشانه انكار يا ترديد است).»


[1] . شرح فارسى غرر الحكم حديث 8591. نهج‏البلاغه،كلمات قصار، حديث 31
[2] . قيامت/ 5 و 6.
برگرفته از کتاب شهوت و عفاف آیت الله مکارم شیرازی