داستان «سبت» كه در قرآن در آيه 163 تا 166 سوره اعراف آمده، خلاصه اش اين است جمعي از بني اسرائيل در ساحل درياي احمر در شهر ايله(به نقلي در زمان حضرت داوود) زندگي مي كردند، خداوند خواست آنها را امتحان كند، توسط پيامبرشان به آنها صيد ماهي در روز شنبه را حرام اعلام كرد، آنها به اصطلاح از راه كلاه شرعي وارد شده، حوضچه هايي در كنار دريا درست كردند، وقتي ماهيها روزهاي شنبه به آن حوضچه ها مي‌آمدند، هنگام غروب، سربند آن حوضچه ها را مي‌بستند، ماهي‌هاي زيادي در آن حوضچه مي‌ماند، بعد در روز يكشنبه و روزهاي بعد آنها را صيد مي‌كردند، و مي‌گفتند خدا ما را از صيد ماهي در روز شنبه نهي كرده نه در روزهاي بعد.

قرآن در آيه 165 سوره اعراف مي‌فرمايد: " آنها را كه ظلم (به خود) كردند و نافرماني نمودند به عذاب سختي گرفتار كرديم، ولي آنها را كه نهي از منكر مي نمودند، نجات داديم."

اما سرنوشت دسته سوم (يعني آنانكه اين فرمان را گوش كردند ولي سكوت نمودند و نهي از منكر نمي كردند) در قرآن به خوبي روشن نيست. (طبق روايت امام صادق (عليه السلام) دو دسته يعني گناهكاران و سكوت كنندگان هلاك شدند و يكدسته يعني نهي از منكر كنندگان نجات يافتند)

عكرمه مي‌گويد: نزد ابن عباس (ابن عباس پسر عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) از علماي بزرگ و مفسرين و محدثين معروف در تاريخ شيعه و سني است.) رفتم و ديدم قرآن بدستش گرفته، مي‌خواند و گريه مي‌كند (علت گريه اش را چنين) گفت: مي‌دانم نهي از منكر كنندگان نجات يافتند و گنهكاران عذاب شدند ولي نمي‌دانم خداوند با سكوت كنندگان چه كرد؟ كه هم اكنون حال ما (كه ساكت هستيم) چنين است. 

(مجمع البيان، ج 4، ص 493)

باتوجه به اينكه طبق ظاهر آيه 166 سوره اعراف و روايات متعدد، گنهكاران به صورت ميمون مسخ شدند و سپس به هلاكت رسيدند، ميمون يك حيواني است كه در تقليد كوركورانه، بارز است، شايد مسخ آنها به صورت ميمون، بخاطر همان تقليد كوركورانه آنها از همديگر در صيد ماهي بوده است.